سالهاست كه با اختراع برق وظهوركامپيوتر وهزاران دست آورد دانش بشري، زندگي انسانها دست خوش تحول شگرف ورفاه حيرت انگيز شده است، به نحوي كه در قرنها وعصرهاي گذشته هيچ گاه نوع بشر مثل امروز در رفاه وآسايش مادي قرار نداشته است. ولي به موازات اين رفاه وپيشرفت اعجاب آور، درهيچ برهه وزماني بشر امروز درگير انبوه گرفتاري ها و دردهاي بي درمان و خانمان سوز اجتماعي وفلسفي واعتقادي نبوده است. اگر بتوان جنگهاي دوگانه جهاني وبمب اتم وايدز را بلاهاي قرن بيستم ناميد،بلاي قرن حاضر بي شك (ايدئولوژي زدگي ) در تمامي زمينه ها خواهد بود. ايدئولوژي زدگي يعني ديدن هرچيز وتحليل هر رويداد از دريچه ايدئولوژي. در اين نوع از نگرش، معيار قضاوت فرد، فقط ايدئولوژي است وآن هم برداشت خود وگروهش از دين. در اين تفكربشدت بسته والتقاطي، ريشه وسرنخ هر رويداد را در ايدئولوژي جستجو مي نمايند در حالي كه بسياري از رويدادهاي اجتماعي امروز، ريشه اي كاملا ملموس و انساني ومادي دارند، وتوجيه وتفسير آنها با ايدئولوژي هاي خود ساخته و فرصت طلبانه گروهي وجناحي، ظلمي عظيم است به دين. ايدئولوژي زدگي است كه شيخ عبدالحسين نجفي مرندي را در صدسال پيش به اتخاذ موضع سخت وتند در مقابل مشروطيت ترغيب مي نمايد تا جايي كه اعلام كند كه:مشروطه وشرك،يكسان هستند وحروف اين دو نيز به حساب ابجد، 560 مي شود. ايدئولوژي زدگي است كه در عصر حاضر،بزرگي را ترغيب مي كند كه اعلام كند: دموكراسي كلمه اي شرك آلود است. حال آنكه ميتوان با عقل وعلم روز، راه را يافت ودرمان را جستجو كرد وپس از آن تحقيق نمود واطمينان يافت كه راه و درمان يافته شده، با دين وشرع منافاتي ندارد. آن زمان كه مدرس بزرگ به حق فرياد برآورد كه سياست ما عين ديانت ماست، دين ستيزي در سياست وكشورداري يك ارزش بود. ولي قرار نيست با ربط هرچيزوتفسيرهررخداد به وسيله ايدئولوژي، از سوي ديگر بام فرو افتيم،وذهن ما تبديل به محكمه اي گردد كه اول حكم ميدهد وسپس محاكمه مي كند. آري بهتر است بجاي ايدئولوژي زدگي، مفهوم پيش داوري را جايگزين نماييم. در دانشكده هاي پليس به كارآگاهان پليس آموزش ميدهند كه قبل از ورود به صحنه جرم، ذهن خود را از اطلاعات قبلي پاك يا بقول امروزي ديليت نمايند تا دچار پيش داوري نشوند. همچنين گفته شده است كه تفسير قرآن به راي خود، قرار گرفتن درآتش است. كه در اينجا هم منظور از پرهيز از دخالت راي خويش در تفسير وحي، همان عدم پيش داوري است كه لازمه هرتحقيق علميست. ايدئولوژي زدگي است كه طالبان وداعش را به جان انسان مدرن امروز انداخته كه با كثيف ترين وسخيف ترين توجيه هاي بظاهر ديني واعتقادي،عظيم ترين جنايت ها را مرتكب ميگردند كه در تاريخ انسان وحشي هم اگر نگوييم بي سابقه ولي كم سابقه بوده است. براستي چرا بيشتربنام دفاع از دين مبين اسلام، چنان فجايعي صورت مي گيرد؟ شايد يكي از دليل هاي آن هزاران روايت ساختگي است كه با نظر خير وبراي توجيه عوام در سده هاي گذشته فراگير شده اند وبيشترشان ريشه در تكفير دارند چرا كه عوام نه حوصله بحث هاي فلسفي دارند ونه قدرت درك استدلالهاي سنگين عربي_فارسي سخناني كه 200سال گذشته به راحتي در بين مردم شيوع پيدا كرده كه مثلا انجام دادن فلان عمل را مساوي خروج از دين مي داند. بي شك ارتكاب برخي اعمال،بنا برنص صريح قرآن،سبب خروج از دين است ولي برخي ديگر محصول ذهن متدينين دلسوز است يا مغرضان زيرك واين وظيفه ايست سنگين بر دوش علماي اسلام كه سره را از ناسره تبيين ودين را از افراط وتفريط دور كنند ودين را از مظلوميت برهانند. آري ايدئولوژي زدگي، بلاي بزرگ قرن ماست. دنيا پرستاني كه با تكيه بر رسانه هاي در اختيارخويش، با ايدئولوژي هاي خودساخته، عده اي را بي هيچ محكمه وقاضي وهيئت منصفه عادل،  خارج شده از دين ميخوانند، داعشياني هستند كه به فارسي سخن مي رانند. گفتار ومنش برخي دولت مردان گذشته به ما آموخته است كه ايدئولوژي هاي خودپرداخته بي شباهت به صاعقه نيست: جذاب،پرصدا ولي ويرانگروناپايدار ونابودشدني. آري، ولايتمداري يعني اينكه براي يك لحظه هم از جلودارو قافله سالار خويش پيشي نگيري. بياييم تقيه وپنهان كاري را كنار بگذاريم، بپذيريم كه بسياري از ما داعشي وتكفيري هستيم ولي زورمان نمي رسد. الذين ضل سعيهم في الحيواه الدنيا وهم يحسبون انهم يحسنون صنعا. كساني هستند كه كوشش شان در زندگي دنيا به هدر رفته در حالي كه خود مي پندارند كه خوب عمل مي كنند. والسلام وعلي من التبع الهدي

                                                                                          مهران صادقيان مرداد 93 اصفهان

نام شما:
پست الکترونیکی :
نظرات :
بیشتر...