به بهانه اعلام خبر "جشن پیروزی مقاومت 51 روزه غزه از خبر صبحگاهی"؛

                                               تحلیلی بر لزوم واقع ­بینی در سیاست­های منطقه­ ای ایران

 

نویسنده: رضا آزادیخواه

 

در علم سیاست و به خصوص در رشته روابط بین الملل، نظریه ای به نام واقع گرایی (رئالیسم) (1) وجود دارد که بخشی از این نظریه به طور خلاصه و همه فهم عنوان می­ دارد که در اتخاذ تصمیمات و سیاستگذاری هایی که از سوی دولت­ها در رابطه با همسایگان یا هم­ پیمانان خود در صحنه بین ­الملل صورت می­ پذیرد چند نکته همیشه باید مد نظر قرار گیرد:

1.در تصمیم ­گیری­ ها و سیاست­ گذاری­هایی که با امنیت و هویت ملی و مسائل کلان یک کشور مرتبط می باشد، باید بطور کامل و تا حد امکان تمام واقعیات و شرایط بین ­المللی و بین­ الطرفینی را مد نظر قرار داد.

2.در روابط بین­ الملل آنچه واجد اهمیت است، منافع و امنیت ملی و حفظ هویت و اقتدار مردم و حکومت می­باشد.

3.در این گونه تصمیمات و سیاست گذاری­ها باید بطور واقع بینانه محذورات و مقدورات یک نظام را در سطح منطقه­ ای و بین ­المللی در نظر گرفت تا دچار اشتباه در محاسبات نشد.

در رابطه با سیاست­ های حمایتی جمهوری اسلامی در قبال موضوع فلسطین و با توجه به اتفاقات و اختلافات بوجود آمده بین تهران و غزه (که آخرین موضع گیری در رابطه با این اختلافات را خالد مشعل رئیس دفتر سیاسی حماس در مصاحبه خود با شبکه خبر جمهوری اسلامی اعلام داشت (2))، بنظر می ­رسد موضوع حمایت از فلسطین را می ­توان از دو منظر (بطور واقع بینانه) بررسی نمود: رویکرد اول در رابطه با موضوع فلسطین، رویکردی بشردوستانه و انسانی است این رویکرد در نقاط مختلف جهان و حتی در جامعه آمریکا و اروپا نیز دنبال می­ شود و شهروندان کشورهای مختلف جهان  (در برخی نقاط حتی) بدون اینکه از گروههای جهادی و نظامی در فلسطین حمایت نمایند به حمایت از مردم فلسطین و محکومیت جنایات و نسل­ کشی صهیونیست­ ها می­ پردازند.

رویکرد دوم بیشتر در کشورهایی که به محور مقاومت و حامیان آن مشهورند اختصاص دارد که علاوه بر بعد بشردوستانه و حقوق بشری، به ابعاد امنیت ملی و مواضع ایدئولوژیکی نیز توجه نموده و آنها را نیز دنبال می­ نمایند؛ طبعاً جمهوری اسلامی این موضوع را چه از جنبه امنیتی و منافع ملی و چه از جنبه ایدئولوژکی و دینی دنبال می ­نماید. نکته قابل تامل نیز در همین رویکرد دوم نهفته است و آن نکته نیز این است که از یک طرف با توجه به اینکه جمهوری اسلامی در رابطه با موضوع فلسطین در تمام جبهه ها (سیاسی، اقتصادی، نظامی و...)، تقریبا با تمام توان خود- بدون تعارف و رودربایستی (به نقل از رهبری نظام (2))- به حمایت از مردم و گروههای سیاسی فعال در فلسطین پرداخته است؛ از سوی دیگر، طرف عربی با اتخاذ و درپیش گرفتن سیاست ها و مواضع موزائیکی (نامنظم) و غیر منتظره و سرپیچی از توافقات و تعهدات خود نسبت به سیاست های تهران (مانند انتقال دفتر سیاسی حماس از تهران به دوحه (3)، آغاز همکاری ­های سیاسی اقتصادی با ترکیه، قطر و مصر وبه نوعی قطع ارتباط مقطعی با ایران) و صرف نظر از دامن زدن به تعلقات مذهبی از سوی طرف عربی (موضوع باز پس فرستادن خون­های ارسالی ایران از غزه (4))، بنظر می رسد که تهران دررابطه با ساز و کارها و پذیرش تعهدات وعمل به قراردادهای پنهان و آشکار بین طرفین، نیازمند تجدید نظر و اتخاذ نگرشی واقع بینانه ­تر در قبال رویکرد دوم نسبت به موضوع فلسطین در صحنه بین ­الملل می­باشد.

 

پی ­نوشت­ها:

1.مشیرزاده، حمیرا(1391). تحول در نظریه های روابط بین ­الملل، تهران، سمت، چاپ هفتم.

2.برای مشاهده متن سخنرانی مراجعه شود به:   www.khamenei.ir ، تاریخ انتشار: 14/1/1391.

.3برای مشاهده خبر مراجعه شود به:  www.tabnak.ir ، تاریخ انتشار: 5/7/ 1391.

4. نویسنده در رابطه با این موضوع به رد یا تایید آن نپرداخته و فقط موضع ­گیری­ های مختلف نسبت به این خبر را در سایت­ های زیر مشاهده کرده است:  www.shia-news.com، تاریخ انتشار: 19/7/1391 و http://webzine.mehrnews.com/، تاریخ انتشار: 2/5/1393.

نام شما:
پست الکترونیکی :
نظرات :
بیشتر...