محسن بهاروند کارشناس مسائل بین الملل در بخشی از یادداشتی که در روزنامه امروز ایران منتشر شده نوشت: سهم ایران از دریای خزر چقدر است؟ آیا اصولاً می‌توان در مورد دریا یا هوا یا فضا گفت: سهم یک کشور چقدر است؟ سهم امریکا از اقیانوس اطلس چقدر است؟ سهم فرانسه از دریای مدیترانه چقدر است؟ سهم سوئیس که به دریا راه ندارد از دریا‌ها چقدر است؟ آیا می‌دانستید که سوئیس بیش از ۹۰ درصد کشور‌هایی که به دریا راه دارند از مواهب آن برخوردار می‌شود؟ دریا کیک نیست که آن را تقسیم کنیم. دریا تکه زمینی در یک خیابان نیست که آن را قسمت کنیم و دور آن دیوار بکشیم و از آن استفاده کنیم. سود دریا در باز بودن و مرز نداشتن است وگرنه دریا تبدیل به یک قطعه زمین می‌شود. پس چرا در دریا‌ها مناطق مختلف داریم؟
کشور‌ها قرار است بستر دریای خزر را به مناطقی تقسیم کنند و هر یک در آن مناطق خاص خود به دنبال اکتشاف و استخراج نفت و گاز باشند. تقسیم آن به این معنی نیست که سهم ما از دریای خزر چقدر است بلکه به این معنی است که هر یک در چه بخشی دنبال نفت و گاز باشند. بحث تعیین حوزه حاکمیت و قلمرو اصلاً وجود ندارد. دریای خزر منابع نفتی شناخته شده‌ای دارد. بیشترین منابع آن در میانه دریای خزر و بالای دریای خزر است سواحل آذربایجان، قزاقستان و روسیه.
 
اگر فقط مسأله این است که هست من می‌توانم پنجاه درصد از بستر دریای خزر را به شما بدهم، ولی هیچ منبعی در آن نباشد شما سود نمی‌کنید، چون سهم شما از منبع صفر است. سهم شما در دریای خزر هم به هیچ وجه ۵۰ درصد نیست، چون داریم راجع به منابع حرف می‌زنیم. نباید با سادگی در این قضیه دنبال کمیت عدد بود بلکه اینجا کیفیت و محتوا مهم است.
جغرافیای دریای خزر به ما در مسائلی لطف کرده است و در مسائلی هم خساست به خرج داده است.
لطف جغرافیا به ما این است که عمیق‌ترین نقطه دریای خزر به طرف ما است اگر خدای ناکرده اتفاقی برای او بیفتد مثلاً بخشی از آن خشک شود ما آخرین کشوری هستیم که زیان می‌بینیم. به ما از دریا آب فراوان داده است. سرسبزی و جنگل داده است که در سواحل کشور‌های دیگر این سرسبزی نیست.
به ما ماهی داده است و تنوع زیستی عطا کرده است. ماهی‌های خاویار در سواحل شمالی به دنیا می‌آیند و بزرگ که می‌شوند به طرف ما می‌آیند. به ما باران داده است، چون با کوه‌های البرز هماهنگ است. اما یک چیز را کم داده است منابع نفت و گاز در طرف ما نیست. اگر هم هست اکتشاف و استخراج آن به خاطر عمق زیاد آب اقتصادی نیست. ساحل ما صاف است و دندانه‌ای نیست و کل ساحل ما به شکل یک کاسه است که بر خط کشی‌های مطابق روش تقسیم حقوقی تأثیر می‌گذارد.
حالا که می‌خواهیم برای نفت و گاز کف دریا را تقسیم‌بندی کنیم مقداری به زیان ما تمام می‌شود برای همین ایران با اصرار و تلاش بسیار زیاد در کنوانسیون این مطالب را گنجانده است که اگر شکل سواحل کشوری به زیان او بود باید این وضعیت جبران شود. یعنی اینکه من گذشته از مواهب دیگر اصرار دارم که شما کاری کنید که من هم به منابع نفت و گاز در نقاط بالاتر دسترسی پیدا کنم؛ و این تلاش فعلی ایران است.
پس اگر از تقسیم‌بندی سخن می‌گوییم، تقسیم دریای خزر مطرح نیست تقسیم بستر دریا صرفاً برای جست‌وجو برای منابع به صورت کلی و برای نفت و گاز به صورت اختصاصی است.‌ای کاش این دریا هیچ منبع نفت و گازی نداشت تا بلای جان او شود و در آینده نفس او را به شماره بیندازد. پس اگر شما درصد کمی از مساحت بستر داشته باشید با منابع بیشتر سود کرده‌اید و اگر درصد زیادی از بستر دارید با منابع کمتر یا هیچ زیان کرده‌اید. پس ما ملت باید دقیق و عمیق فکر کنیم. حس وطن دوستی و انتقاد و حساسیت بسیار خوب است، ولی نباید با هیجان یا تحریک دشمنان کاری کنیم که دیپلمات ما از ترس تهمت و افترا و انتقادات بی‌اساس، برای اقناع هیجانات در آینده فقط به دنبال کمیت و مساحت برود نه به دنبال کیفیت و کسب و تأمین منافع ملی کشور. مردم باید اطمینان داشته باشند که دیپلمات‌های کشور فرزندان آن‌ها هستند. بسیاری از آن‌ها مدت‌ها در جبهه‌های جنگ برای این کشور عزیز جنگیده‌اند و باز هم خواهند جنگید.

نام شما:
پست الکترونیکی :
نظرات :
بیشتر...