قسمت اول

 دلایل ناکامی آموزش های فنّی و حرفه ای در ارتباط مناسب با فضای واقعی کسب و کار و راهکارها

مروری بر متون پژوهشی و تجربیات مربیان فنّی و حرفه ای

مهران صادقیان

سازمان معلمان استان اصفهان

***************************************************************

 

هدف : هدف از این مطالعه ، بیان اهمیّت ارتباط با صنعت در آموزش های فنی و حرفه ای با روش های علمی و هم چنین ارائه تجربیات موفق این حوزه در کشورهایی هم چون آلمان ، آمریکا و فنلاند و سپس بیان دلایل ناکامی کشور ما در این زمینه و در آخر بیان راهکارهای اجمالی می باشد.

روش بررسی : براي تحلیل و تبیین اهمیّت  ارتباط دانشگاه و صنعت در دیدگاهی ساختی  کارکردي ،  از مدل

نظري تالکوت پارسونز در تحلیل نظام اجتماعی استفاده شده است.

هم چنین برای بیان اجمالی دلایل عدم توفیق کشور ما در ارتباط آموزش فنّی با  صنعت و دنیای واقعی  کسب و کار ، علاوه بر بهره مندی از تحقیق میدانی  اداره کار و امور اجتماعی ، هم چنین از سال ها تجربه  نگارنده و همکاران مدرس هنرستان و دانشگاه  در تدریس و اجرای دوره های مختلف کارآموزی در سطح  کشور استفاده شده و به جهت اقبال مخاطب عام از این نوشتار ، از بیان کلمات تخصصی حوزه فنی و یا تحلیل های آماری خود داری شده است.

 

یافته ها : کشور آلمان را پایه‌گذار نظام آموزش (دوآل) می دانند کشوری که با پیشرفت های  اعجاب آور خویش در سال های اخیر و بخصوص بعد از انقلاب صنعتی ، بیشترین تاثیر را در ترسیم دنیای جدید داشته و هم اکنون نیز قدرت مندترین کشور حوزه یورو بحساب می آید تا بدانجا که  و بیش از هشتاد کشور دنیا از دستاوردهای این کشور در حوزه مهم و حیاتی " ارتباط کار و صنعت " استفاده می‌کنند.

زیرا آموزش در دو محیط آموزشی مدارس فنی و حرفه ای و هم چنین در محیط واقعی کسب و کار و صنعت  به انجام می‌رسد .

بسیاری از صاحب نظران و اندیشمندان آلمانی ، شکوفایی خارق العاده صنعتی امروز آلمان را حاصل نظامی

می دانند که توانست ، آموزش های فنی و حرفه ای را با فضای واقعی کار و اشتغال پیوند داده و محصولی را به عنوان فارغ التحصیل خویش به جامعه تزریق نماید که هم با دنیای علم آشناست و هم با جهان صنعت مانوس است و به آن عشق می ورزد.

و صد البته در سایه مردم و مسولان متعهدی که مشارکت و همیاری همه جانبه در تعلیم و تربیت را اولویّت اول خویش می دانند.

نتیجه : عدم تناسب کیفی و کمی آموزش های علمی و عملی آموزش های فنی و حرفه ای با دنیای واقعی کسب و کار و وجود تمرکز سنتی در آموزش ، سبب ساز بیگانگی آموزش با صنعت و کارخانه شده که در صورت مرتفع نمودن مشکلات بیان شده و هم چنین آزاد نمودن علم و عمل از زیر ُ خروارها بخش نامه اداری ، چالاکی و سرعت را به آموزش تزریق نموده و در سایه نشر " فرهنگ مشارکت " هرکدام از اقشار جامعه ، خود را بخشی از نظام آموزش تلقّی خواهد کرد.

 

 

 

طرح موضوع :  آن چه مسلّم است ، ارتباط دو نهاد آموزش و صنعت از ضروری ترین مناسبات هر جامعه ای

است که به رشد و شکوفایی این دو نهاد و نیز ارتقاء و بهبود شرایط کل جامعه یار می رساند.

تجربه کشورهاي مختلف حکایت از آن دارد  که ایجاد و به بار نشستن  چنین رابطه اي عاملی مهم در رشد و توسعه اجتماعی، فرهنگی و اقتصادي آنها بوده و اثر و نتایج بزرگ و موثر خویش را در حوزه های مختلف فرهنگی ، اجتماعی و حتی عرصه شهر و شهروندی نیزبه منصه ظهور خواهد رساند و راه پر فراز و نشیب توسعه را هموار خواهد ساخت .

 در کشور ما نیز هم چون سایر کشورهای جهان از آغازین سال های فعالیِت  دانشگاه و ایجاد صنایع جدید در کشور ، همواره  دغدغه ارتباط مثبت وسازنده  این دو نهاد تاثیرگزار در معادلات سیاسی ، اجتماعی و بین المللی ، به اشکال مختلف مطرح شده و اندیشمندان و دولت های مختلف ، بر اهمیت آن تاکید نموده و هرکدام از آن ها  به فراخور حال خویش به ایجاد این ارتباط و تعامل کلیدی اهتمام ورزیده اند.

ولی با کمال تاسف باید اذعان نمود که برآیند  این اقدامات و کوشش ها ، کمتر از حیطه نظریه و همایش فراتر رفته و در خوش بینانه تربن حالت آن به ظهور مولودی نه چندان میمون و مبارک هم چون " دفتر ارتباط با صنعت " در دانشگاه و هم چنین کارورزی های کم تاثیر و تشریفاتی در حوزه تعلیمات هنرستانی منجر شده است.

شاید بتوان گفت که به دلایل تاریخی ، فرهنگی ، اجتماعی و اداری ، رویای خوش ترکیب علم و عمل و همراهی دانشگاه و صنعت ، هیچگاه به نشر و شکوفایی " فرهنگ مشارکت در تعلیم و تربیت  " در میان اقشار مختلف جامعه منتهی نشده و در نهایت  به موجودی عجیب الخلقه مبدل گردید  که هم متولیان تعلیم و تربیت از سر اجبار به پذیرش آن همت گماشته اند و هم دست اندرکاران مشاغل و حِرَف از پذیرش  آن خودداری نموده و یا  از سر ناچاری و تعارف و آن هم به صورت محدود حاضر به پذیرش این میهمان ناخوانده خواهند بود.

 

 نوشته حاضر در تلاش خود بر آن است که در ضمن نمایش وضعیت مطلوب و ارائه الگوهای موفق این حوزه در جهان ، به  بررسی اجمالی دلایل ضعف چنین ارتباطی پرداخته و  راهکارهایی را براي تقویت مناسبات دانشگاه و صنعت ارائه  نماید.

 

به امید آن که در نتیجه تلاش و تعهد دست اندرکاران حوزه های علمی و صنعتی ، به  " تعادل کارکردی  " مطلوب در تمامی عرصه های فعال کشور دست یافته وضمن رهایی  از اختلالات  و تزاحم آن ها ، راه پیشرفت و توسعه متوازن و همه جانبه را هموار سازیم .

 

اهمیت و ضرورت مسئله : بر طبق دیدگاه ساختی  کارکردي ، جامعه به عنوان یک نظام اجتماعی از خرده نظام ها و نهادهاي مختلفی تشکیل یافته است و آنچه  می تواند از جمله علل پیشرفت و توسعه هر جامعه اي به حساب آید وجود تعادلی پویا و در میان این خرده نظام ها وعدم تزاحم و اختلال این  نهادهاست.

 برهمگان روشن است که دو نهاد دانشگاه و صنعت از مهمترین نهادهای اجتماعی بوده واز مهمترین شاخصه های جوامع مدرن و امروزین محسوب می گردند که نقشی پیشرو و خط شکن در مسیر توسعه  ایفا نموده و الگویی بی بدیل برای سایر دستگاه ها بوده و محصول چنین ارتباطی به مصرف سایر دستگاه های اجتماعی نیز خواهد رسید

متن حاضر درصدد شناسایی و توصیف رابطه میان این دو نهاد در متن تعاملات اجتماعی موجود در جامعه ایران امروز و آسیب شناسی و تبیین چرایی چنین رابطه اي در یک بستر تاریخی  جامعه شناختی است و سعی بر آن دارد تا در این زمینه راهکارهایی را نیز توصیه نماید.

موضوع نوشته حاضر ارتباط دو نهاد عمده و مهم هر جامعه مدنی یعنی نهاد تعلیم و تربیت  و نهاد صنعت و دلایل ناباروري چنین رابطه اي در جامعه امروز ماست.  

جامعه شناسی صنعت از آن جا که به بررسی ارتباط متقابل شرایط و موقعیتهاي اجتماعی با شرایط تولیدي و وضعیت صنایع در جامعه می پردازد می تواند به عنوان شاخه اي مهم از جامعه شناسی بحث حاضر را پوشش دهد.

جامعه شناسی صنعت از یک طرف مسئول شناخت و مطالعه تأثیر اوضاع و شرایط اجتماعی جامعه و نهادهاي مختلف آن بر شکل گیري و رشد صنایع است و از طرف دیگر بررسی تأثیرات و پیامدهاي ایجاد و رشد صنایع بر شرایط و ابعاد مختلف جامعه را دنبال می کند. از این رو می توان هدف این نوشته را مطالعه و شناخت روابط و تأثیرات متقابل دو نهاد اجتماعی  آموزش و صنعت و دلایل اختلال چنین ارتباطی در جامعه امروز دانست، دو نهادي که از سرنوشت سازترین نهادهاي اجتماعی هر جامعه به ویژه پساز انقلاب صنعتی به شمار می روند.

جامعه ایران به عنوان جامعه اي در حال توسعه و نیازمند رشد و توسعه اي متوازن و هماهنگ است تا در سایه آن بتواند زندگی بهتر و توأم با رفاه و آرامش بیشتر براي اعضاء خود فراهم آورد. به این منظور الزامی است تا نظام ها و نهادهاي مختلف اجتماعی در راه نیل به این هدف از هماهنگی و ارتباطی پویا برخوردار باشند و با ارتباطات متقابل خود راه رسیدن به توسعه متوازن را هموار سازند.  

در این میان آنچه عقل و منطق بر آن حکم می کند و تجربه کشورهاي پیشرفته صنعتی نیز مؤید آن است حاکی از لزوم و ضرورت ارتباطی مستمر و محکم میان این دو نهاد مهم اجتماعی در هر جامعه اي است.

 

آنچه متأسفانه در کشور ما و از هنگام شکل گیري صنایع و مدارس فنّی  دیده شده است

نوعی بی توجهی و حتی بدبینی متقابل میان صنایع و مدارس و ُدانشگاههاست.

 صاحبان صنایع علاقه اي به برقراري ارتباط با دانشگاهها و هنرستان های و بهره مندي از دانش و علم آنها از خود نشان نمی دهند ُ و گاهی  حالتی از بدبینی نسبت به دانشجویان و فارغالتحصیلان مدارس ُدر بین آنها به چشم می خورد که افق برقراري ارتباط را تیره و تار میسازد.

و از طرف دیگر دانشگاهیان و دانشجویانو هنرجویان  نیز تصویر روشنی از صاحبان صنایع و کار صنعتی در ذهن خود ندارند و این مسایل روي هم رفته ایجاد چنین ارتباط سازنده  را بسیار  دشوار میسازد.

 

  1. چارچوب نظري

 

براي تحلیل و تبیین مسئله ارتباط دانشگاه و صنعت در دیدگاهی ساختی  کارکردي از مدل نظري تالکوت پارسونز در تحلیل نظام اجتماعی استفاده شده است.

 از نظر او جامعه کل از چهار نظام اجتماعی مشخص تشکیل شده است. این چهار نظام از نظر پارسونز عبارتند از

 نظام اقتصادي، نظام سیاسی، نظام اجتماعی و نظام فرهنگی و هریک از این نظام ها نیز از خرده نظا م ها و نهادهاي اجتماعی معینی تشکیل گشته اند، که از جمله این نهادها، نهادهاي  صنعت و نهاد آموزش و پرورش شامل دانشگاه و...) هستند که به ترتیب به نظام هاي اقتصادي و فرهنگی جامعه تعلق دارند.

 از دید پارسونز هریک از این نظام ها کارکرد و وظیفه مخصوص خود را برعهده دارند:  

    • کارکرد نظام اقتصادي: ُ تطبیق جامعه با موقعیتی است که در آن قرار گرفته است ، یعنی تطبیق جامعه با محیطش و تطبیق محیط با نیازهاي جامعه
  • کارکرد نظام سیاسی :  دستیابی به هدف است، یک نظام باید هدف هاي اصلی خود  را تعیین کند

و به آنها دست یابد.

  • نظام اجتماعی:  وظیفه ایجاد یکپارچگی و انسجام را برعهده دارد و باید روابط متقابل اجزاي سازنده اش را تنظیم کند.
  • نظام فرهنگی :  کارکرد نگهداشت و حفظ الگو را عهده دار است .

هر نظامی باید انگیزش هاي افراد و الگوهاي فرهنگی آفریننده و نگهدارنده این انگیزش ها را ایجاد ، محافظت و تجدید کند.

از این دیدگاه هر نظام ، نیازهاي مشخصی از نیازهاي جامعه کل را پاسخگو است و در ضمن نظام هاي مختلف جامعه نیز نیازهاي خود را از طریق دیگر نظامها برآورده می کنند. بنابراین نظام هاي مختلف اجتماعی به طور متقابل به پاسخ گویی نیازهاي همدیگر می پردازند و همین امر پایه ایجاد تعادل کارکردي در جامعه کل را ایجاد می کند و باعث می شود تا جامعه به صورت یک کل منسجم به حیات خود ادامه دهد.

در واقع در این دیدگاه هر نظام از  وابستگی متقابل اجزاء برخورداراست .

ارتباطات پس رونده و پیش رونده مناسب با دیگر نظام ها برخوردار بوده و مبادلاتی متقابل وبه شکل داده  فرآورده یا ورودي  خروجی میان نظام هاي مختلف جامعه وجود دارد.

 بنابراین و بر اساس این دیدگاه می توان ملاحظه کرد که در راستاي ارتباط متقابل دو نظام اجتماعی اقتصاد و فرهنگ و به خصوص در شکل تعاملات میان دو نهاد متناظر آنها یعنی صنعت وآموزش  می بایست از لزوم وجود روابط مناسب پس رونده و پیش رونده در بین آن ها سخن گفت و چنین ارتباطی را براي حفظ کارکرد و تعادل نظام اجتماعی کل نیز ضروري شمرد.

 

شرایط مطلوب ارتباط آموزش  و صنعت و نگاهی به چند تجربه جهانی

 

وقتی از شرایط مطلوب و  رابطه دو نهاد اجتماعی صحبت می کنیم باید شرایطی را در نظر آوریم که ارتباطی متقابل میان نظام ها و نهادهاي مختلف یک جامعه برقرار است و به قول پارسونز شرایطی را در نظر می گیریم که ارتباطات و داد و ستدهاي متقابل نظام ها و نهادها ، جامعه را در  شرایط داد و ستدهاي متقابل نظام ها و تعادل کارکردی قرار می دهد.

نهادها باعث رشد و توسعه هریک از نهادهای دیگر  و در نتیجه باعث رشد و باروري و پیشرفت نظام اجتماعی کل می گردد.

 

  • تجربه درخشان آلمان  : نظام آموزش دوگانه فنیوحرفهای همراه با کار

کشور آلمان پایه‌گذار این نظام است و بیش از هشتاد  کشور دنیا از دستاوردهای این کشور در این حوزه استفاده می‌کنند.

**این نظام ، دوگانه نامیده میشود .**

زیرا آموزش در دو محیط آموزشی به انجام می‌رسد (در بنگاه اقتصادی و در مدارس حرفه‌ای). وظایف این نظام ایجاد کیفیت‌های مهارتی منطبق بر قانون آموزش حرفه‌ای و جهت‌گیری شغلی فرایند آموزش است ؛ هدف آموزش در سیستم دوگانه این است که آموزش‌های پایه مربوط به شغل، توانایی‌ها و صلاحیت‌هایی را که برای اجرای فعالیت‌های حرفه‌ای در دنیای  در حال تغییر، مورد نیاز است، در یک دوره آموزشی مدون ارائه کند.

بسیاری از صاحب نظران و اندیشمندان آلمانی ، شکوفایی خارق العاده صنعتی امروز آلمان را حاصل نظامی می دانند که توانست ، آموزش های فنی و حرفه ای را با فضای واقعی کار و اشتغال پیوند داده و محصولی را به عنوان فارغ التحصیل خویش به جامعه تزریق نماید که هم با دنیای علم آشناست و هم با جهان صنعت مانوس است.

از دیگر سو ، در سایه فرهنگ مشارکت ، صاحبان صنایع نیز به این اعتقاد و باور رسیده اند که خواسته یا ناخواسته بایستی از محصول آموزش و فنی و حرفه ای که همان فارغ التحصیلان آن هستند باید در شغل و حرفه خود استفاده نمایند پس بهتر است که خود نیز در آموزش آن های سهمی جدی را ایفا نمایند.

در آلمان، قانون آموزش حرفه ای یک قانون عام برای کارآموزی و آموزش حرفه ای است که شامل یک نظام دوگانه است. علاوه بر آن، قوانین آموزشی دولت های محلی نقش مهمی در طراحی نظام آموزش حرفه ای ایفا می کند. فرمان کارآموزی حرفه ای، قوانین و اصول کارآموزی در حرف ویژه در بخش درون بنگاهی آموزش حرفه ای را مشخص کرده است.

بخش اول قانون آموزش حرفه ای تبیین های دقیقی درباره ی هدف کلی آموزش حرفه ای ارائه کرده است. پاراگراف دو این قانون بین مکان یادگیری در نظام آموزش حرفه ای تمایز قایل می شود و آن را به دو بخش تقسیم می کند: از یک طرف شرکت ها برای آموزش حرفه ای مبتنی بر کمپانی و از سوی دیگر مدارس برای آموزش مبتنی بر مدرسه. بر اساس یکی از بندهای قانون آموزش حرفه ای دو "مکان یادگیری" باید با هم همکاری کنند. بنابر این در نظام دوگانه ی آلمان مشارکت بین صنعت و موسسات ارائه دهنده آموزش توسط قانون ترسیم شده است.

بنابر این باید خاطر نشان کرد که قانون آموزش حرفه ای مسولیت اصلی آموزش حرفه ای را به عهده ی کمپانی ها گذاشته است. فرمان آموزش حرفه ای محتوا و گستره ی کارآموزی در حرفی مشخص را تشریح کرده است. همچنین باید خاطرنشان کرد که قراردادهای کارآموزی حرفه ای بین دانش آموز و کمپانی امضاء می شود نه بین مدرسه و دانش آموز. دانش آموزان به مدارس حرفه ای پاره وقت(2-3 بار در هفته) یا تمام وقت(2 هفته بدون حضور در کمپانی) می روند.

به طور کلی نظام آموزش حرفه ای دو گانه آلمان از یک سابقه ی طولانی برخوردار است و به زمان های قرون وسطا بر می گردد. این امر نگرش مثبت و باز صنایع و مدارس در همکاری در نظام کارآموزی را تبیین می کند.

بعلاوه ، قانون آموزش حرفه ای همراه با فرمان کارآموزی یک چارچوب منظم ملی را با موسسات ایالتی برای کارآموزی و آموزش حرفه ای بعنوان عضو دولت ایجاد کرده است. از طریق قوانین هر دولت ایالتی از یک طرف عدم تمرکز و مشارکت محلی و از طرف دیگر مشارکت بنگاه های دارای اندازه های مختلف بویژه در کارآموزی حرفه ای در سطح محلی تامین می شود.

نام شما:
پست الکترونیکی :
نظرات :
بیشتر...