• دلایل ناکامی آموزش های فنّی و حرفه ای در ارتباط مناسب با فضای واقعی کسب و کار و راهکارها
  • بخش دوم

بررسی نظام آموزش دوگانه کشور فنلاند

خط‌مشی‌های آموزش فنی‌وحرفه‌ای براساس پیش ‌بینی‌های کیفی و کمی بنا نهاده شده‌اند. پیش‌ بینی‌های کمی به تقاضاهای بلندمدت برای نیروی کار و نیازهای آموزشی و پیش‌بینی‌های کیفی به نیازهای مهارتی مربوط هستند. دولت براساس این پیش‌بینی‌ها به تولید و جمع‌آوری اطلاعات در زمینه انواع مهارت‌های مورد نیاز در بازار کار آینده و راه‌های پاسخ به این تقاضاها از طریق نظام آموزشی می‌پردازند. هدف دولت انجام پیش ‌بینی‌های لازم برای توسعه چارچوب کیفیت مهارت‌های حرفه‌ای مورد نیاز و تدوین دستورالعمل‌هایی برای تطبیق مناسب مهارت‌های مورد نیاز در بازار کار آینده است.

در کشور فنلاند آموزش فنی‌وحرفه‌ای در سطوح دبیرستان آغاز می‌شود که بیش از 40 درصد افراد واجد شرایط بعد از پایان دوره‌های پایه بلافاصله آن را شروع می‌کنند.

نظام آموزش عالی در فنلاند دارای دو بخش مکمل است: دانشگاه‌ها و دانشکده‌های صنعتی که در آن‌ها بزرگ‌سالان جدا از نظام آموزشی بزرگ‌سالان می‌توانند به تحصیل بپردازند. آموزش فنی‌وحرفه‌ای به صورت‌های متفاوتی ارائه می‌شود؛ هم چون برنامه‌های مدرسه‌محور، آموزش‌های کارآموزی، آموزش‌های صنعتی، آموزش‌های خاص فنی‌وحرفه‌ای و صلاحیت‌های مبتنی بر مهارت.

برای مثال، برنامه‌های مدرسه‌محور و آموزش کارآموزی شامل برنامه‌های دوره دبیرستان و آموزش‌های سطوح بالاتر هستند. برنامه‌های مدرسه‌محور حدود سه سال به طول می‌انجامند و در هر برنامه نیم سال به آموزش کارگاهی و فعالیت عملی اختصاص دارد. این برنامه‌های کارگاهی را هم می‌توان در محیط‌های آموزشی و کارگاهی مؤسسات و هم به صورت آموزش مجازی (آنلاین) برگزار کرد.

در کشور فنلاند برای هر صلاحیت گواهی‌نامه‌ای به طور جداگانه در نظر گرفته می‌شود. گواهی‌نامه‌ها براساس مهارت مورد نیاز در بازار کار تهیه می‌شوند و شامل واحدهای عملی و کاربردی در بازار کار هستند. گواهی‌نامه‌ها شامل مدارک فنی‌وحرفه‌ای دوره دبیرستان، گواهی‌نامه‌های پیشرفته و خاص، مدارج پلی‌تکنیک و درجه ارشد می‌شود.

  • بررسی نظام آموزشی دوگانه کشور ایالات متحده آمریکا

هدف از آموزش فنی‌وحرفه‌ای در آمریکا آموزش درباره کار و برای کار، و آموزش به واسطه کار است.

علاوه بر این، هر ایالتی بر مبنای نیاز بازار کار اهداف خاص خود را دارد.

اهداف راهبردی در آموزش فنی‌وحرفه‌ای به این صورت تعریف شده‌اند: افزایش دسترسی و تسهیل ورود به کالج، آموزش نیروی کار، ارتقای کیفیت به واسطه تقویت آموزشگاه‌ها و افزایش نرخ فارغ‌التحصیلی و نرخ استخدام در جاهایی که نیاز به مهارت‌های بالا وجود دارد.

آموزش در دوره متوسطه توسط مؤسساتی اجرا می‌شود که تقریباً تمامی دوره‌های تحصیلی تا پایان دبیرستان را در برمی‌گیرند و ساختار هر یک از مکانی به مکان دیگر تا حدودی متفاوت است. اکثر دانش‌آموزان دبیرستان گواهی‌های آموزش فنی‌وحرفه‌ای دریافت می‌کنند.

برنامه‌های آموزش فنی‌وحرفه‌ای در ایالات متحده هم‌جهت هستند و در زیرمجموعه‌های غیرموازی با ارتباطات ساختاری کوچک بین آن‌ها تدریس می‌شوند. فارغ‌التحصیلان دوره متوسطه ممکن است تحصیل در مؤسسات فنی‌وحرفه‌ای را در یک دوره دو ساله کالج و یا یک دوره چهار ساله دانشگاهی ادامه دهند که شامل: سیستم «Tech-prep»، مسیرهای شغلی و شبکه‌های شغلی اقامتی است. برای مثال، مسیرهای شغلی شامل سلسله دانش‌ها و مهارت‌هایی است که در سطوح دبیرستان و بعد از آن برای اداره کردن افراد به منظور ورود به شاخه‌های متفاوت شغلی و حرفه‌ای باید اکتساب شوند. این نظام در همکاری و ارتباط با آموزش دوره دبیرستان و بنگاه‌های کسب و کار و کارفرمایان است. مسیرهای شغلی برای تمام دانش‌آموزان و متقاضیان بزرگ‌سال در دسترس است و به منظور یاری مشاغل و حرفه‌ها طراحی شده است.

 

 

  • ایران :

مشكلات عمده سيستم آموزش فني و حرفه اي ايران از :

      • كيفيت پایین  وعدم  ارتباط برنامه هاي آموزش فني و حرفه اي با نيازهاي بازار كار
      • فقدان چهارچوب ملي صلاحيت حرفه اي و عدم تناسب آموزش هاي فني و حرفه اي با تنوع  رشته ها و تخصص ها در بازار کار

 

  • تزریق دانش آموزان باکیفیت پایین به هنرستان هاي فنی و حرفه ای
  • نرخ بالاي افت تحصیلی به ویژه در دروس عملی و مهارتی
  • غلبه روشهاي آموزش سخنرانی بر روشهاي حل مسئله
  • غلبه روش هاي مداد کاغذي ارزشیابی مبتنی بر عمل
  • غلبه روش هاي ارزشیابی پایانی بر روش هاي ارزشیابی فرایندي
  • کم توجهی  به مقوله کارآفرینی و زایش تولیدات نوآورانه
  • نرخ پایین علاقه مندي به ثبت نام در هنرستان هاي فنی و حرفه

 

اشکال بزرگ : دلایل عمده ناکامی آموزش های فنی و حرفه ای در همراهی دنیای واقعی کار چیست ؟

الف – کیفیّت پایین آموزش های هنرستانی در مقایسه با سطح کیفی و مورد قبول بازار کار و کارخانه به دلایل زیر :

  1. -به روز نبودن کتاب های درسی : هرچند که در سال های اخیر ، شاهد تغییرات بسیاری خوبی در کتاب های هنرستانی بوده ایم ، ولی به گفته بسیاری از هنرآموزان رشته های مختلف ، هنوز هم با استانداردهای جهانی فاصله بسیار داریم .

در جایی کتاب هاي کارگاهی مطابق پیشرفت علمی روز دنیا باشد و نحوه نگارش آنها نیز جنبه عملی داشته باشد می تواند در علاقه مندي هنرجویان و خلاقیت آنها تأثیر داشته باشد.

 متأسفانه گاهی کتب کارگاهی توسط اساتید محترمی نوشته میشود که شاید حتی یک سال هم در هنرستانها این مهارت را تدریس نکرده اند و به همین خاطر بیشتر نگاه مؤلف به جنبه نظري مباحث است.

و از طرف دیگر ، مباحث فنّی با مباحث نظری از نظر ماهوی تفاوت بسیار دارد و نمی توان آن ها را برای چند سال بدون تغییر باقی گذاشت ، چرا که صحنه علوم و فنون ، صحنه نوآوری و خلاقیّت هر روزه است  و جال تر آن که در رشته های فنّی هم چون رایانه الکترونیک ؛  نمی توان به اطلاعات موجود حتی به ساعات و دقایق  نیز استناد کرد .

شاید علاج کار چنین مشکلاتی ، روی آوردن به روش های ترکیبی باشد .

روش هایی روزآمد و سریع که اطلاعات روز دنیای دانش و فن را در اختیار هنرآموزان قرار داده تا  اسناد مکتوب کلاسی را تکمیل نماید.

 

  1. عدم کفایت منابع مالی : پژوهش ها نشان داده است که آموزش وپرورش به عنوان یکی از نهادهاي زیر بنایی در جامعه نقشی مهم و انکارناپذیر در آماده سازي و توزیع افراد جامعه در جایگاه مناسب شان بر عهده دارد و در این عرصه جایی برای  هیچ گونه ملاحظات مالی وجود ندارد .

کشورهایی که توانسته اند در عرصه جهانی جایی مقبول بیابند ، در یک خصوصیّت نقطه اشتراک دارند و آن هم این که در عرصه آموزش و پرورش و به ویژه در عرصه کلیدی آموزش های فنّی و حرفه ای ، با گشاده دستی به صرف هزینه های هنگفت مبادرت ورزیده اند .

چرا که سخن " آلفرد مارشال " از دانشمندان اقتصاد انگلستان را سرلوحه برنامه ریزی های کلان خویش قرار داده اند که کتاب اصول اقتصاد خود اذعان کرده است : "  با ارزش ترین سرمایه گذاری ، نیروی انسانی است ."

 

و هم چنین کلام درخشان " جان استوارت میل " را بر تارک تمامی نهادهای تصمیم ساز خویش آویخته اند که به همگان ، بویژه متولیان امور کشور متذکر شد که :

" تربیت یک صنعت کار یا مخترع و صنعتگر بزرگ یا نویسنده شهیر و فیلم ساز برجسته یا کارآفرینِ مبتکر  ، هزینه آموزش و پرورش یک شهر را جبران خواهد کرد "

 

چرا که هر چیزی را می توان به بهانه های مادی  جرح و تعدیل نمود ولی تنها علم است که نه تنها نمی توان آن را مختصر کرد ، بلکه به سبب ماهیّت زاینده و فزاینده آن ، باید لحظه به لحظه نیز چیزی برآن افزود تا نفعی و رفاهی  برای جامعه بیاورد و توسعه همه جانبه و راستین را ارزانی نماید.

 

  1. به روز نبودن اطلاعات  و مهارت هنرآموزان :   مطالعه " هاچلندر " در سال 2005  مشخص شد که بیشتر معلمان هنرستانی ،  آموزش هاي فنی و حرفه اي به منظور به کار گیري دانش آکادمیک در آموزش هاي فنی تربیت نشده اند وهم چنین  بیشتر معلمان دانشگاهی نیز اطلاع کمی در باره کاربرد دانش خودشان در صنایع و کارخانه ها دارند.

 اگر انتظار برنامه هاي فنی و حرفه اي نتیجه بخش را داریم ، باید آنها اهداف آکادمیک و اهداف شغلی  را با هم داشته باشند  .

گویی که بایستی آموزش های  دوگانه  را ابتدا بطور جدی و رسمی برای معلمان فنی و حرفه ای به اجرا در آوریم و سپس آن را در سطح هنرجویان هنرستانی تحقق بخشیم.

بدون تردید ، منظور ما از  نظام دوگانه معلمان ، کارورزی های دروغین و تاییدیه های غیرواقعی و اداری  ، و در کل انجام آن چه تاکنون هست ، نخواهد بود.

از جمله فاکتورهای حیاتی که جوامع توسعه یافته امروزین را به جایگان شایسته خویش رساند ، یکی هم این است که نظام تعلیم و تربیت را از اسارت خروارهای قانون و بخش نامه اداری ، رها کرده و به آن چابکی و نشاط بخشید.

اعتماد سوزی های ویرانگر را کنار گذاشت و به معلم اعتماد کرد و از او بابت شرکت در دروه ها و بازآموزی های  مختلف ، مطالبه سند و گواهی نامه نکرد و تنها اهمیّت آن را به باور معلم رساند و سیستم ارزیابی از مهارت و دانش معلم را چنان به روز و علمی تعریف نمود و به اجرا درآورد که معلم  در ضمیر خود طالب یادگیری و ارتقای مهارت  شد تا هم توانایی انجام وظایف خویش را بیابد و هم از مزایای مادی و معنوی کیفیت بخشی به کار خویش متنفع گردد.

 

  1. عدم جذب دانش آموزان مستعد و علاقه مند :  

کم توجهي به مقوله کارآفرینی و زایش تولیدات نوآورانه و نرخ پایین علاقه مندي به ثبت نام در هنرستان هاي فنی و حرفه اي در برخی کشورها، به ویژه در کشورهاي کمتر توسعه یافته و درحال توسعه، ضرورت بازاندیشی و اصلاح در این نظام را به صورت بسیار جدي مطرح ساخته است .

آنچه از شواهد و پژوهش های  موجود استنباط شده، مؤید این است که دانش آموزانی که در عرصه تحصیل و یادگیري در مدارس موفق هستند، نسبت به دیگر دانش آموزان، نرخ اشتغال بیشتري داشته و در عرصه شغلی نیز موفق بوده اند.

مقوله هایی هم چون : ارتباط موثر آموزش های فنی با دنیای واقعی مشاغل و حِرَف و در نتیجه ، اشتغال مناسب فارغ التحصیلان هنرستانی ، افزایش آگاهی والدین و تبلیغات واقعی و معرفی نمونه های موفق و... از جمله مواردی است که می تواند به اقبال بیشتر دانش آموزان مستعد به ثبت نام در هنرستان های منجر شود.

بقول م اوگیلوی از صاحب نظران علم تبلیغات : " با تبلیغ مناسب و انتخاب شعار جذاب می توان ، اسکیموهای قطب جنوب را به خرید یخچال ترغیب نموده و حتی یک شعبه فروش بزرگ نیز در آن جا دایر کرده و متقاضیان خرید یخچال را در نوبت های  چندماهه به انتظار گذاشت "

ناگفته پیداست که منظور از تبلیغات سالم ، بیان ویژگی های واقعی تعلیم و تربیت فنی و حرفه ای است .

چرا که در بسیاری از موارد ، طیف عظیمی از شهروندان جامعه از همین توانایی نسبی  آموزش های هنرستانی هم اطلاع کافی نداشته و از دیگر سو  ، متولیّان ارشد نظام آموزش ، به تاسّی از صنایع خودرو و  در سایه انحصار در آموزش طبقه متوسط و محروم جامعه ، نه تنها خدمات خود را بی نیاز از ارتقای کیفیت می دانند بلکه بطور کامل با علم تبلیغات و رسانه و اطلاع رسانی بیگانه اند.

چرا که همان مردمی که ماه ها به انتظار دریافت محصول هزار مشکل صنایع خودرو در لیست انتظار  می مانند ، همان ها نیز از سرناچاری ، و حتی گاهی به توسل به آشنا و پارتی و  .... موفق به ثبت نام فرزندان خود در مدارس فنی و حرفه ای خواهند شد.

 

  1. عدم اختصاص زمان کافی براي مهارت آموزي

زمان کارگاه هاي اکثر رشته هنرستان هاي فنی و حرفه اي مناسب با محتوي کتب درسی نبود و از چند سال پیش نیز  با تعطیلی روزهاي پنج شنبه، در هنرستان ها بیشتر ساعات کار کارگاهی کاهش یافت.

 با توجه به اهمیت مهارت آموزي در هنرستان ها و نیز بعضا اضافه شدن مطالب جدید به کتب درسی کارگاهی، لازم است ساعات کارگاهی افزایش یابد که متاسفانه برعکس شاهد کاهش آن نیز بوده ایم .

به همین سیاق ، ناگفته پیداست که ساعات کارآموزی محدود و بسیار اندک ، بهانه ای است کامل برای رویگردانی سرپرست کارگاه خصوصی برای اهتمام او به آموزش و هم چنین انگیزه سوزی ویرانگر برای هنرجوی مشتاق آموزش ...

 

ب- دلایل اداری و فرهنگی :

  1. میل شدید متولیان آموزش و پرورش به تمرکز بیشتر در آموزش : تمرکززدایی در آموزش از جملات موارد کلیدی در افزایش کمی و کیفی آن در کشورهای توسعه یافته می باشد.

مقوله ای ارزشمند که هم سبب ساز بهره مندی از توانایی منطقه ای شده و هم ابتکاات محلی را به عرصه عمل آورد.

لیکن در کشور ما به دلایل تاریخی و فرهنگی و ایدئولوژیک ، گویی مسولان ما ، از هر پدیده ای که تسلط بی چون و چرای آن ها را بر امر تعلیم و تربیت کاهش دهد ، گریزان بوده و آن را به حال  تربیت اخلاقی آیندگان ، مضر و ناصواب ارزیابی می نمایند و فراموش می کنند که خواه ناخواه ، در روزهایی نه چندان دور ، دانش آموزان ایشان ، باناگاه به چنین محیطی پرتاب شده و چه بسا هم اکنون نیز برخی از ایشان برای کمک به اقتصاد خانواده در چنین محیطی روز را به شب می آورند.

علاج کار ما ، شاید نظارت جزیی و اعتماد به صاحبان تایید شده مشاغل و حرف است تا ایشان هم خود را در تربیت نسل جوان جامعه سهیم دانسته و " فرهنگ مشارکت " تجلی یافته و با فراغ بال ، دانسته های خویش را در اختیار کارآموزان قرار دهند.

  1. عدم بهره مندی صاحبان مشاغل از منافع مادی و معنوی همراهی و همکاری با نهاد تعلیم و تربیت : در سال هایی نه چندان دور و  به دلیل  اعطای تسهیلات ویژه به صاحبان صنایع در قبال همکاری ایشان با برنامه های بازدید دانش آموزی و دانشجویی ، آن چه مشاهده می شد ، تکریم بود و احترام  و همراهی و تشریح گام به گام و کامل کارگاه و کارخانه ... که با حذف چنین تسهیلاتی ، یگانه تکیه گاه امیدبخش دست اندرکاران تعلیم و تربیت نیز بطور کامل و نسبی مسدود گشت.

بی تردید ، اعطای امتیازهای مادی و معنوی  ویژه به صاحبان  صنایع و حرف و برگزاری همایش ها و سمینارهای تقدیر از فعالان این عرصه و لحاظ نمودن بندهای اختصاصی بهنگام رتبه بندی صنایع و تعیین میزان مشارکت آن ها در آموزش و بهره مندی گسترده از رسانه های جمعی در اقناع افکار عمومی و... خواهد توانست ، همکاری در آموزش را به یک ارزش فوق العاده مبدل نموده و " فرهنگ مشارکت عمومی " را به سامان رساند.

نتیجه گیری :  تحوّل جدی و واقعی  در آموزش و پرورش زمانی محقّق خواهد شد که ُ " فرهنگ مشارکت" همه جانبه در کشور به موقع پیوسته و ملاحظات مادی در عرصه تعلیم و تربیت کنار رفته  تجارب اندیشمندان و اتاق های فکر واقعی  در اعتلای آموزش و پرورش بهره برداری شود.

در سایه چنین فضایی است که می توان  با ارتقای سطح کیفی آموزش فنی و حرفه ای و برقراری مشوّق های مادی و معنوی برای صاحبان مشاغل و حِرف ، آن ها را به همراهی با آموزش راغب نموده و محصول نهاد تعلیم و تربیت را به جامعه تزریق نمود.

 

 

 

 

منابع :

آموزش و پرورش در کشورهای پیشرفته  نوشته : دکتر احمد آقازاده  ناشر : نشر روان

آموزش های فنّی و حرفه ای و راه های اصلاح آن   پژوهش : محبوبه محمد علی  کارشناس مرکز پژوهش مجلس شورای اسلامی

برسی جامعه شناختی ارتباط دانشگاه و صنعت در دنیای امروز  رضا تسلیمی و ابراهیم فیوضات   دانشگاه شهید بهشتی تهران

روش های توسعه تفکّر سیستمی در مکانیزم ارتباط دانشگاه و صنعت   عشرت اخوین   عیسی رحمتی

برسی تطبیقی آموزش های فنّی ایران و آلمان     وزارت کار و امور اجتماعی

 

 

Milner Helen and Hillman Josh and Pearce Nick and Thorne Michael. 1999. Piloting the

University for Industry. London: Institute for Public Policy Research.

Carboni, Rudolph A. 1992.Planning and Managing Industry-University Research

Colaboration. London: Quorum Books.

Gray, Denis O and Waltres. S. George. 1998. Managing the Directors and Other

Stakeholders. Ohio: Battelle Press.

 

 

  

نام شما:
پست الکترونیکی :
نظرات :
بیشتر...