(استفاده از مطالب تنها با ذکر ماخذ مجاز است)

در کشور ما، معمولاً در آستانه انتخابات، خصوصاً انتخابات ریاست جمهوری، جناح ها و گروه های سیاسی به منظور جذب آرائ مردم به نقد عملکرد همدیگر در عرصه‌های مختلف می‌پردازند. از آنجا که تمامی جناح‌هایی که دارای مجوز فعالیت هستند، در چهارچوب نظام عمل می‌کنند و تنها اختلاف آنها، تفاوت در نحوه اداره کشور است، لذا نقد شفاف و مبتنی بر آمار و شواهد علمی می‌تواند برای انتخاب صحیح تر توسط مردم مثمر ثمر باشد.

متأسفانه تا آنجا که نگارنده به خاطر دارد، نقد عملکردها خصوصاً در آستانه انتخابات، عمدتاٌ سیاسی است و کمتر مبتنی بر شواهد و قراین علمی است. لذا هدف از این مقاله مقایسه عملکرد اقتصادی چهار دولت پس از انقلاب یعنی دولت‌های مهندس میرحسین موسوی، هاشمی رفسنجانی، خاتمی و دکتر احمدی نژاد است. البته باید توجه داشت که دولت میرحسین موسوی در شرایط جنگی، سکان اداره کشور را به دست گرفت و آمار عملکرد دولت آقای احمدی نژاد نیز، مربوط به یک دوره 7 ساله است. سعی نگارنده بر آن است تا به دور از پیش‌داوری، آمارهای موجود را تحلیل نماید و قضاوت نهایی را به خوانندگان واگذار نماید. امیدواریم که گامی هرچند کوچک در جهت تنویر افکار عمومی برداشته باشیم.

انتخاب معیارهای سنجش عملکرد اقتصادی

در حوزه اقتصاد شاخص‌های متعدد و متنوعی برای ارزیابی عملکرد اقتصادی پیشنهاد شده است که هرکدام از آنها بسته به شرایط و موقعیت کشورها، اهداف خاصی را دنبال می‌کند. از آنجا که کشور ما یک کشور نفت خیز است و نحوه توزیع درآمدهای نفتی به شدت ساختار انگیزشی و در نتیجه عملکرد اقتصادی را تحت تاثیر قرار می‌دهد، بنابراین معیاری که انتخاب می‌شود، باید به نوعی مبیّن ارتباط درآمدهای نفتی با عملکردهای اقتصادی باشد. به عبارت دیگر معیار انتخابی بایستی علاوه بر عملکرد اقتصادی (خروجی‌های سیستم)‌، میزان برداشت از ذخایر نفتی(ورودی‌های سیستم) را نیز در بر داشته باشد.

عمده ترین معیار های ارزیابی عملکرد اقتصادی عبارتند از :

تولید نا خالص داخلی(که حاکی از پتانسیل ایجاد رفاه در کشور است)، تورم(که تعیین کننده قدرت خرید واقعی است) و میزان اشتغال(میزان استفاده از توان نیروی کار را به نمایش می گذارد).

اما این معیارها اگر با میزان برداشت ما از ذخایر نفتی(درآمدهای نفتی) مقایسه نشود، ممکن است ما را به اشتباه بیاندازد. در واقع کیفیت مدیریت منابع در کشور باید با میزان استفاده بهینه از این درآمدهای نفتی مقایسه گردد. به عبارت ساده‌تر هنر مدیریت دولت‌های مختلف در آن است که با حداقل منابع (در اینجا درآمدهای نفتی) حداکثر میزان تولید، اشتغال و حداقل تورم را داشته باشند. می‌توان گفت: مجموعه سه معیار؛ میزان تولید، اشتغال و تورم، تعیین‌کننده پتانسیل ایجاد رفاه برای مردم است. اما باید توجه داشت که این میزان رفاه به چه قیمتی بدست آمده است. در این مقاله، قیمتی که برای دستیابی به این رفاه پرداخته شده است را میزان برداشت از منابع نفت و گاز فرض کرده‌ایم. یعنی با چه میزان از درآمدهای نفتی این سطح رفاه ایجاد شده است.

جدول(1) میزان هریک از معیارها را نسبت به درآمدهای نفتی نشان می‌دهد که هریک از سطور آن به شرح زیر برخی از عملکردهای اقتصادی را به نمایش می‌گذارند.

1- ردیف‌های اول تا پنجم شاخص‌های مرتبط با تولید ناخالص داخلی است. سطور اول و دوم؛ میزان افزایش ارزش تولیدناخالص داخلی و سرانه آن را طی هر دوره نشان می دهد. به عبارت دیگر این رقم حاکی از میزان افزایش پتانسیل ایجاد رفاه جامعه در طول دوره مورد بررسی است. ردیف سوم، سهم هر دولت از کل افزایش 33 هزار میلیارد تومانی تولید ناخالص ملی را نشان می دهد. در ردیف چهارم؛ نقش هر دولت در افزایش سرانه تولید ناخالص داخلی به تصویر کشیده شده است. در ردیف پنجم نیز میانگین سالانه کمک هر دولت به افزایش تولید گنجانده شده است.

2- سطور ششم تا هشتم شاخص‌های عملکردی درآمدهای نفتی را نشان می‌دهد. ردیف ششم؛ درآمدهای واقعی نفت وگاز به دلار(ثابت سال 2010) را نشان می‌دهد. برای تبدیل درآمدهای دلاری نفتی به قیمت ثابت، از شاخص قیمت خرده‌فروشی آمریکا بر پایه سال 2010 استفاده شده است. یعنی همه ارقام بر اساس سال 2010 تعدیل شده‌اند. در ردیف هفتم میانگین سالانه درآمدهای نفتی در هر دولت ارایه گردیده است. سطر هشتم سهم هر دولت از درآمدهای نفتی طی سی سال گذشته را نشان می دهد.

 3- سطر نهم از تقسیم میزان افزایش تولید ناخالص ملی بر درآمدهای نفتی به دست آمده است. عدد حاصل از این تقسیم، مبیّن میزان استفاده از درآمدهای نفتی برای هر واحد افزایش تولید ملی است.

6- سطر دهم از میانگین هندسی نرخهای تورم در هر دوره به دست آمده است. در سطر بعدی تغییرات نرخ تورم از تفاضل نرخ تورم در سال پایانی هر دولت از نرخ تورم سال قبل از شروع به کار آن دولت بدست آمده است. از آنجا که آمارهای سال 1391 هنوز در دسترس نیست، سال پایانی دولت احمدی‌نژاد سال 1390 در نظر گرفته شده است. در این بخش، اعداد منفی به معنی کاهش و اعداد مثبت به معنی اقزایش نرخ تورم در دوره مورد بررسی است.

8- ضریب جینی شاخصی است بین صفر و یک برای نشان دادن فاصله طبقاتی و کاهش آن به معنی کاهش فاصله طبقاتی است. سطر سیزدهم تغییرات ضریب جینی را در دوره مورد بررسی به نمایش می گذارد. اعداد منفی به معنی کاهش و اعداد مثبت به معنی افزایش ضریب جینی در دوره مورد بررسی است. به عبارت دیگر عدد منفی در این سطر به معنی کاهش فاصله طبقاتی(بهبود وضعیت عدالت) و عدد مثبت به معنی افزایش فاصله طبقاتی در دوره مورد بررسی است.

10- ردیف چهاردهم تا شانزدهم شاخص‌های اشتغال را به تصویر می‌کشد. سطر چهاردهم میزان اشتغال ایجاد شده در دوره مورد بررسی را نشان می دهد. سهم هر دولت از میزان اشتغال از تقسیم اشتغال ایجاد شده در هر دولت بر کل اشتغال ایجاد شده طی دوره 30 ساله به دست آمده است. میانگین اشتغال سالانه از تقسیم اشتغال ایجاد شده در هر دولت بر تعداد سالهای کاری آن دولت بدست آمده است.

16- نسبت اشتغال ایجاد شده به درآمدهای نفتی از میزان افزایش تولید ملی بر درآمدهای  نفت و گاز بدست آمده است. این عدد میزان اشتغال ایجاد شده به ازای هر یک میلیون دلار درآمدهای نفتی را  اندازه‌گیری می‌کند.

 

 

جدول(1): مقایسه شاخص‌های عمده اقتصادی در چهار دولت بعد از انقلاب

ردیف

عنوان

1360-67

1368-75

1376-83

1384-90

1360-90

موسوی

رفسنجانی

خاتمی

احمدی نژاد

کل

1

افزایش تولید ناخالص ملی (میلیارد ریال به قیمت ثابت 76)

2674

102984

114427

110846

330931

2

افزایش(کاهش) تولید ناخالص ملی سرانه (هزار ریال به قیمت ثابت 76)

-1051

1242

1101

947

2240

3

سهم هر دولت در کمک به رشد تولید ناخالص داخلی(درصد)

1%

31%

35%

33%

100%

4

سهم هر دولت در کمک به رشد تولید ناخالص داخلی سرانه(درصد)

-47%

55%

49%

42%

100%

5

میانگین سالانه افزایش تولید ناخالص ملی(میلیاردریال)

334

12873

14303

15835

10675

6

درآمد نفت وگاز(میلیون دلار به قیمت ثابت  210)

217595

174478

189472

541969

1123515

7

میانگین سالانه هزینه از محل درآمدهای نفتی(میلیون دلار)

27199

21810

23684

77424

37529

8

میزان برداشت هر دولت از درآمدهای نفتی در 30 سال گذشته

19%

16%

17%

48%

100%

9

نسبت افزایش تولید ملی به  درآمدهای نفتی (ریال بر دلار)

12

590

604

205

295

10

میانگین نرخ تورم(درصد)

17.56

22.77

15.53

16.31

17.84

11

تغییرات نرخ تورم در طول دوره(واحد)

6

-6

-8

15

8

12

میانگین ضریب جینی(فاصله طبقاتی) به درصد

41.27%

39.84%

40.39%

39.40%

40.22%

13

تغییرات ضریب جینی در طول دوره(واحد)

0.0059

-0.0133

0.0086

-0.0183

-0.0171

14

تعداداشتغال دوره (نفر)

1898256

3290257

4004268

1596708

10789489

15

سهم هر دولت در کمک به ایجاد اشتغال(درصد)

18%

30%

37%

15%

100%

16

میانگین اشتغال سالانه(نفر)

237282

411282

500533

199589

1348686

17

نسبت اشتغال به درآمدهای نفتی(نفر بر میلیون دلار)

9

19

21

3

10

 

منبع: بانک مرکزی، مرکز آمار، مرکز پژوهشهای مجلس و محاسبات محقق

تولیدناخالص داخلی:

 بر اساس جدول(1) دولت آقای میرحسین موسوی، جمعاً 6/217 میلیارد دلار( به قیمت ثابت 2010) از محل منابع نفتی کسب درآمد نموده است. برآوردها حاکی از آن است که حدود 60 درصد از درآمدهای نفتی صرف تامین هزینه های جنگ شده است. بدین ترتیب حدود 87 میلیارد دلار از درآمدهای نفتی صرف امور توسعه‌ای در دوران دفاع مقدس شده است و حدود 267 میلیارد تومان برای مردم ایران، درآمد ایجاد نمود. به عبارت دیگر به ازای هر یک دلار برداشت از درآمدهای نفتی 31 ریال برای مردم کشور درآمد ایجاد شده است. میزان برداشت دولت آقای هاشمی از درآمدهای نفتی به 5/174 میلیارد دلار بالغ گشت و تولیدی به ارزش 10 هزار میلیارد تومان ایجاد کرد. به بیان دیگر در دوران 8 ساله سازندگی به ازای هر یک دلار برداشت از درآمدهای نفتی 590 ریال در اقتصاد کشور تولید صورت پذیرفته است. میزان برداشت از درآمدهای نفتی در دولت اصلاحات نیز با    9 درصد افزایش به رقم 5/189 میلیارد دلار بالغ شد و تولیدی معادل 11 هزار میلیارد تومان برای کشور رقم زد. این امر باعث افزایش کارایی استفاده از درآمدهای نفتی نسبت به دولت سازندگی شد به طوری که میزان تولید به ازای هر یک دلار بهره‌برداری از درآمدهای نفتی از عدد 590 واحد به عدد 604 واحد افزایش یافت. میزان استفاده از منابع نفت و گاز در هفت ساله دولت آقای احمدی نژاد با رشد 186 درصدی به رقم 542 میلیارد دلار بالغ گشت و تولیدی به ارزش 11 هزار میلیارد تومان ایجاد کرد. این امر باعث شد که کارایی درآمدهای نفتی در اقتصاد به رقم 205 کاهش یابد. به عبارت دیگر در 7 ساله 84 تا 90 به تنهایی معادل سه دولت قبلی از محل درآمد های نفتی در اقتصاد هزینه شده است.

به طوری کلی در مجموع چهار دولت به میزان 1124 میلیارد دلار(به قیمت‌های ثابت ساال 2010) از عواید نفتی در اقتصاد هزینه کرده اند و حدود 33 هزار میلیارد تومان به ارزش تولید ملی اضافه نموده اند. از کل درآمدهای نفتی، به ترتیب 48 درصد در دولت آقای احمدی نژاد، 19 درصد در دولت آقای موسوی(5/11 درصد صرف هزینه‌های جنگ، 5/7 درصد سایر هزینه‌ها) 17 درصد در دولت آقای  خاتمی و  16 درصد در دولت هاشمی هزینه شده است. میزان کمک هر یک از این دولت‌ها به افزایش توان تولیدی جامعه هم به ترتیب 31 درصد، 35 درصد، 31 درصد و 3 درصد بوده است.

نرخ تورم :

مقایسه میانگین نرخ تورم در چهار دولت حاکی از موفقیت نسبی دولت اصطلاحات در کنترل نرخ تورم است به طوری که در دوران 8 ساله این دولت، 8 واحد از نرخ تورم کاسته شد. میزان افزایش نرخ تورم در دولت آقای احمدی نژاد 15 واحد درصد است. میانگین نرخ تورم در دولت آقای میرحسین موسوی 6/17 درصد بود که به 8/22 درصد در دولت سازندگی افزایش یافت. دولت آقای احمدی نژاد هر چند در شروع فعالیت خود موفق به کاهش نرخ تورم به عدد 4/10 درصد شد، اما افزایش آن در سالهای 85 و 86 و تداوم آن در سال اخیر، میانگین نرخ تورم را برای چهار سال این دولت به رقم 3/16 درصد رساند. آمارهای ابتدای سال 92 نیز حاکی از تداوم افزایش نرخ تورم است به طوری که در تیرماه 92 نرخ تورم به بالای 40 درصد رسیده است.

اشتغال:

در طول دوره مورد بررسی(1390-1360) جمعاً 10789 هزارنفر اشتغال ایجاد شده است که سهم هریک از چهار دولت به شرح زیر است.

8 ساله دولت آقای خاتمی 37 درصد

8 ساله دولت آقای هاشمی 30 درصد

8 ساله دولت آقای موسوی 18 درصد

7 ساله دولت آقای احمدی نژاد 15 درصد

مقایسه ارقام اشتغال با میزان صادرات نفت و گاز، حاکی از موفقیت نسبی دولت آقای خاتمی در استفاده بهینه از درآمدهای نفتی به منظور ایجاد اشتغال می‌باشد به طوری که در این دولت به ازای هر یک میلیون دلار استفاده از درآمد های نفتی 21 شغل ایجاد شده است. ارقام مشابه برای دولتهای آقایان هاشمی و موسوی به ترتیب 19 و 9 شغل می باشد. عملکرد دولت عدالت محور احمدی نژاد ایجاد3 شغل به ازای هر یک میلیون دلار استفاده از درآمدهای نفتی بوده است.

جمع بندی کلی :

دولت میرحسین موسوی با 217 میلیارد دلار برداشت از منابع نفتی، علاوه بر تامین هزینه‌های جنگ تحمیلی 8 ساله، 267 میلیارد تومان نیز به توان تولیدی جامعه اضافه نمود و بیش از 9/1 میلیون نفر اشتغال ایجاد کرد. هر چند این دولت در ابتدای کار موفق به کنترل نرخ تورم به رقم بی سابقه 7 درصد در سال64 شد، اما کسری بودجه دولت در سالهای 65 و 66 و  ادامه آن در سالهای 67 و 68  باعث افزایش نرخ توروم به عدد 29 درصد در پایان سال 68 شد.

در دولت آقای هاشمی حدود 174 میلیارد دلار از عواید نفتی در اقتصاد هزینه شد و حدود 10 هزار میلیارد تومان به توان تولیدی جامعه افزوده شد. میزان شغل ایجاد شده نیز به حدود سه میلیون نفر بالغ گشت. در دولت هاشمی، نرخ تورم از 29 درصد در سال 67 ابتدا به رقم بی سابق 4/49 درصد درسال 74 افزایش یافته، اما به دنبال اعمال سیاستهای کنترل قیمتها در سال 75 به رقم 2/23 درصد کاهش یافت. اما روند کاهش فاصله طبقاتی تا سال 71 ادامه یافت و به دنبال افزایش نرخ تورم، فاصله طبقاتی در سال 74 به رقم 407/0 افزایش یافت. در مجموع در این دولت فاصله طبقاتی کاهش یافت.

دولت خاتمی نیز به میزان 189 میلیارد دلار از درآمدهای نفتی استفاده نمود و 4/11 هزار میلیارد تومان به توان تولیدی جامعه اضافه نمود. عملکرد این دولت در ایجاد اشتغال به رقم 4 میلیون نفر رسید، که 30 درصد بیش از رقم مشابه در دولت هاشمی است.

نرخ تورم نیز در ابتدای دولت خاتمی از رقم 2/23 درصد به 4/11 درصد در سال 1380 کاهش یافت، اما دوباره با افزایش درآمدهای نفتی، به رقم 2/15 درصد در سال 83 افزایش یافت. فاصله طبقاتی در دولت خاتمی هر چند با نوسانات زیادی همراه بود اما در در مجموع شاخص مزبور تقریباً ثابت بوده است. ضریب جینی در ابتدای شروع به کار این دولت از رقم 40 درصد به رقم 39 درصد در سال 1380 رسید، اما دوباره شروع به افزایش نمود و در سال 82 به 41 درصد رسید. این رقم با کمی کاهش در پایان سال 83 به 40 درصد کاهش یافت.

در دولت آقای احمدی نژاد میزان استفاده از درآمد های نفتی در اقتصاد به حداکثر خود افزایش یافت، به طوریکه در این 7 سال 542 میلیارد دلار(به قیمت ثابت 2010) از عواید نفتی در اقتصاد هزینه شد و 11 هزار میلیارد تومان به توان تولیدی جامعه افزوده شد. این دولت هرچند توانست نرخ تورم 2/15 درصدی را به 4/10 درصد در پایان سال 84 برساند، اما بدنبال افزایش استفاده از درآمدهای نفتی در اقتصاد، نرخ تورم شروع به افزایش نمود و به رقم 5/30 درصد در پایان سال 91 رسید.

فاصله طبقاتی در طول 6 سال دولت آقای احمدی نژاد 018/0 واحد کاهش یافته به طوری که شاخص آن از 3996/0 با کمی کاهش به 3813/0 رسیده است(کاهش شاخص به معنی کاهش فاصله طبقاتی است).

نام شما:
پست الکترونیکی :
نظرات :
بیشتر...