سرود برپاخیز که در سال ۵۷ و در حال و هوای انقلابی آن سال سروده و اجرا شد، کاری از «کنفدراسیون جهانی محصلین و دانشجویان ایرانی» بود. کنفدراسیون دانشجویان ایرانی سازمانی بود متشکل از دانشجویان ایرانی مقیم خارج با عقاید و سلایق فکری و سیاسی مختلف که با رژیم پهلوی مبارزه می‌کردند. گرایش غالب بر کنفدراسیون دانشجویان ایرانی گرایش چپ بود و به همین علت این سازمان از مبارزات ضد امپریالیستی سراسر جهان حمایت می‌کرد. مبارزات ملت فلسطین علیه‌ رژیم صهیونیستی، انقلاب کوبا و جنبش‌های انقلابی آمریکای لاتین و مقاومت ویتنامی‌ها مقابل آمریکا از مسائلی بودند که مورد حمایت این سازمان بودند.
داستان شکل‌گیری آن را در گفتگویی با آقای علی ندیمی می‌شنویم:
تا پیش از این که به ایران بروم، ۱۲ سال اجازه‏ ی ورود به ایران نداشتم و به دلیل فعالیت‏ های سیاسی‏ ا ی که آن موقع داشتم، دولت ایران پاسپورت مرا گرفته بود. من سال‏ ها دبیر فدراسیون دانشجویان ایرانی در اتریش بودم و در سال ۱۹۷۶ نیز در کنگره ‏ی کنفدراسیون جهانی به عنوان دبیر تشکیلات انتخاب شدم.
به دلیل این‏گونه فعالیت ‏های سیاسی نمی‏ توانستم به ایران بروم. تابعیت ایران را از من سلب کرده بودند.
در این دوره، شما به عنوان شهروند اتریش به کشورهای مختلف سفر می‏ کردید؟
خیر. پناهنده‏ ی سیاسی بودم و با کنوانسیون پاس سفر می‏ کردم و در مجامع دانشجویی، تظاهرات و اعتراضات مختلف شرکت می‏ کردم.
به هرحال به دلیل فعالیت ‏هایی که در سازمان‏ های دانشجویی داشتم، با بسیاری از دانشجویان از نزدیک آشنا شدم که کار این آشنایی حتی به رفاقت چندین دهه‏ ای هم کشیده است. از جمله در وین با بسیاری از دانشجویان ایرانی که آن زمان در دانشکده ‏ی موزیک وین تحصیل می‏ کردند، آشنا شدم. از جمله‏ ی این دانشجویان آقای سعید تقدسی و هم‏چنین همسر ایشان فیروزه‏ نوایی و فرزانه نوایی، خواهر فیروزه بودند که آشنایی عمیقی با آنان پیدا کردم.
منتها وقتی به سمت دبیر تشکیلات کنفدراسیون جهانی انتخاب شدم، به آلمان که محل این تشکیلات بود، رفتم و در آن‏جا مقیم شدم تا زمانی که به ایران برگشتم. البته در این فاصله دوستانی که نام بردم، تحصیل‏شان تمام شده بود و به ایران رفته بودند و ارتباط من با آنان قطع شده بود.
وقتی دولت بختیار انحلال ساواک را اعلام کرد، من هم بعد از ۱۲ سال به ایران بازگشتم و مطابق معمول و بنا به علاقه‏ ای که داشتم، تقریبا هر روز جلوی دانشگاه تهران در تظاهراتی که آن زمان برگزار می‏ شد، شرکت داشتم. 
در یکی از این تظاهرات‏ ها سعید تقدسی و فیروزه و فرزانه را دوباره دیدم. در گفت ‏وگویی که با هم داشتیم، از آن‏ها پرسیدم طی سال‏ هایی که ایران بوده‏ اند، برای حمایت از مبارزات مردم چه‏ کار کرده‏ اند. از خلال این گفت‏ وگو طرح یک سرود بیرون آمد.
ترانه‌ی «خلق متحد» با صدای سرجیو اورتگا، الهام‌بخش ترانه‌ی «برپاخیز» بوده است
این سرود «برپاخیز» نام گرفت که آقای سعید تقدسی همراه با آقای بیژن قادری که الان در امریکا هستند و با همراهی بسیاری از هنرجویان هنرسرای عالی موزیک ‏آهنگ را تنظیم کردند. بعد هم سعید ماده‏ ی خام را برای من به خانه آورد و من هم شعر «برپا خیز» را روی آهنگ گذاشتم. بعد از چند روز همراه با همان دانشجویان هنرسرای عالی موزیک ایران به استودیو «بِل» در تهران رفتیم و سرود در آن‏جا ضبط شد.
چه شد که یک موسیقی تازه برای این سرود ساخته نشد و کاری از شیلی انتخاب شد؟
سال ۱۹۷۳ در شیلی کودتا شده بود و بسیاری از فعالین سیاسی آن زمان شیلی به خارج از کشور آمدند و پناهنده‏ ی سیاسی شدند. از جمله خود من شخصا با بسیاری از آنان دوستی و آشنایی نزدیک و صمیمانه ‏ای داشتم که این آشنایی سال‏ ها ادامه پیدا کرد و تا امروز نیز رسیده است.
به هرحال در آن سال‏ ها ما به خاطر حمایت و همبستگی با مبارزات مردم شیلی و علیه کودتای نظامی آن زمان، با میل و رغبت بسیار آکسیون‏ های زیادی برای شیلی ترتیب می‏ دادیم. در این آکسیون‏ه ا هم عمدتاً این سرود اول برنامه اجرا می‏ شد و خود گرو‏ه ‏های شیلیایی آن را می‏ خواندند.
این سرود در ذهن ما به عنوان یک سرود جالب، قشنگ و با ریتم بسیار تهییج‌کننده در ذهن ما مانده بود. تا جایی که به ایران رفتیم و آقای تقدسی بر اساس آن سرود، این آهنگ را تنظیم کردند و «برپاخیز» را ساختیم.
چرا در برخی منابع، نام آقای سیاوش کسرایی به عنوان سراینده‏ ی این سرود به میان آمد؟
خود من هم بسیار متعجب بودم. خیلی هم اتفاقی به این مساله برخورد کردم. شاید سال‏ ها بود که اصلا دنبال این سرود نبودم و در جایی هم دنبال آن نمی‏ گشتم. تا این که یک روز خیلی اتفاقی به دلیل علاقه‏ ای که به برخی از مطالب «سایت رادیو زمانه» داشتم، به این سایت مراجعه کردم و به مقاله‏ ی آقای کیوان ایزدمهر در مورد سرود «برپاخیز» برخوردم. آن‏جا متوجه شدم که سراینده ‏ی این سرود را آقای سیاوش کسرایی اعلام کرده‏ اند.
همین باعث شد که داستان را دنبال کنم و در جست‏ وجویی که در یوتیوب و سایت‏ های مختلف داشتم، دیدم که در «ویکی‏پدیا» هم سراینده ‏ی این سرود را آقای سیاوش کسرایی اعلام کرده بودند.
البته نشانه‏ های دیگری هم وجود دارد که نشان می‏ دهد چقدر بدون تحقیق این کارها را کرده‏ اند و یا نویسندگان این مطالب، مسایلی به گوش‌شان خورده، اما نتوانسته‏ ا ند درست تحقیق کنند. از جمله این که در ویکی‏پدیا و یا یوتیوب این سرود را به عنوان یکی از سرودهای کنفدراسیون معرفی کرده‏ ا  ند.
تنها حدسی که می‏ توانم بزنم که چرا به کنفدراسیون منتسب شده، این است که احتمالا نویسنده یا تهیه‌کننده ‏ی چنین ویدئوکلیپ‏ هایی به گوش‏ شان خورده که سراینده ‏ی سرود به هرحال در کنفدراسیون جهانی دانشجویان فعال بوده و از آن‏جا نتیجه گرفته‏ که این سرود توسط کنفدراسیون ساخته و اجرا شده است. در صورتی که تا دی‏ ماه ۵۷ که ما این سرود را ساختیم، چنین سرودی وجود نداشت.
اشاره کردید که این سرود را در استودیو بل ضبط کرده ‏اید. آیا موقعیتی پیش آمد که بتوانید این سرود را در تهران منتشر کنید؟ یا این که به شکل زیرزمینی در میان مردم دست‌به‌دست می‏ شد؟
پخش اولیه‏ ی آن زیرزمینی بود. آن موقع هنوز نتیجه‏ ی مبارزه تعیین نشده بود، رژیم حاکم بر سر کار بود و احتمال همه چیز هم داده می‏ شد. از جمله این که شک و ظن بسیار قوی‏ ای وجود داشت که احتمالا کودتایی صورت خواهد گرفت. بر این اساس بود که این سرود ابتدا به صورت زیرزمینی پخش شد و توسط نوارهای کاستی که بچه‏ ها تکثیر می‏ کردند انجام می‏ گرفت.
 
متن کامل سرود بر پاخیز در ادامه می‌آید:
 
برپاخیز از جا کن بنای کاخ دشمن
برپاخیز از جا کن بنای کاخ دشمن
برپاخیز از جا کن بنای کاخ دشمن
چو در جهان قیود بندگی
اگر فتد به پای مردمی
به دست تو است
به رای مشت تو است
رهایی جهان ز طوق جور و ظلم
به پا کنیم قیام مردمی
رها شویم ز قید بندگی
چو در جهان قیود بندگی
اگر فتد به پای مردمی
به دست تو است
به رای مشت تو است
رهایی جهان ز طوق جور و ظلم
به پا کنیم قیام مردمی
رها شویم ز قید بندگی
هم‌پاییم، هم‌راهیم، هم‌رزمیم، هم‌سازیم
جان بر کف، برخیزیم، برخیزیم، پیروزیم
برپاخیز از جا کن، بنای کاخ دشمن
برپاخیز از جا کن، بنای کاخ دشمن
به هر کجا نشان ز ثروت است
ز حاصل تلاش کارگر است
زمین غنی ز رنج برزگر
ز همت‌اش شود ز دانه خرمنی
به پا کنیم قیام مردمی
رها شویم ز قید بندگی
اگر شود صدای ما یکی
ز خشم خود شرر به پا کنیم
بنای صلح جاودان نهیم
به پای خلق، چو جان خود فدا کنیم
به پا شود قیام مردمی
رها شویم ز قید بندگی
هم‌پاییم، هم‌راهیم، هم‌رزمیم، هم‌سازیم
جان بر کف برخیزیم، برخیزیم پیروزیم
برپاخیز از جا کن بنای کاخ دشمن
برپاخیز از جا کن بنای کاخ دشمن
برپاخیز از جا کن بنای کاخ دشمن
برپاخیز از جا کن بنای کاخ دشمن
برپاخیز از جا کن بنای کاخ دشمن
 
شاعر : علی ندیمی
خواننده: هم نوایی دانشجویان هنرسرای عالی موزیک ایران
آهنگساز: فولکلور شیلیایی، تنظیم در ایران توسط سعید تقدسی و بیژن قادری
 نام ترانه ی اصلی El Pueblounido jamas sera vencido  و مربوط به مبارزات مردم شیلی علیه دیکتاتورهای نظامی شیلی در دهه ی هفتاد میلادی در سال 1357ساخته شده است.
 
 
نام شما:
پست الکترونیکی :
نظرات :
بیشتر...