محسن رفیق دوست گفت‌وگوی مفصلی با عصرایران داشته است. بخش‌هایی از این مصاحبه در ادامه می‌آید:
 
*من درمورد احمدی نژاد بسیار عریان و صریح صحبت می کنم.  همه کارهایی هم که در دوره هشت ساله ریاست جمهوری خود کرد برای این بود که بتواند "حکومت را قبضه کند نه دولت را". باند احمدی نژادی ها درپی قبضه حکومت هستند. بنده آنها را جریان سالمی نمی دانم و معتقدم نظام به خاطر مصالحی دیگر تا کنون آنها را تحمل کرده اند.
 
* برخی می گویند چرا حضرت آقا، احمدی نژاد را در مجمع تشخیص مصلحت قرار داده است. من دراین حوزه صرفا به عنوان یک مقلد عمل خواهم کرد اما براین اعتقادم که ایشان در این برهه مصلحتی را اندیشیده اند که احمدی نژاد را در این مکان قرار داده اند، نه اینکه احمدی نژاد آدم موجهی است. ایشان هشت سال رئیس جمهور بوده، شاید نظراتش در مجمع به کار مصلحت اندیشان نظام بخورد(این نظر شخصی من است).
 
* تمام کارهایی که ایشان در هشت سالش انجام داد، کارهایی بود که در ظاهر عامه پسند اما در باطن به ضرر ملت و کشور بود که معروفترین این کارها هدفمندی یارانه هاست. دوازده سال پیش ماهی 45 هزار و 500 تومان به مردم می دادند امروز این مبلغ چقدر برای مردم ارزش ریالی دارد که دولت حتی امروز برای پرداخت آن با مشکل مواجه است. 
 
*شما باید همیشه عملکردها را مقایسه کنید. آقای هاشمی در هشت سال دولتش 138 میلیارد دلار، آقای خاتمی 179 میلیارد دلار و آقای احمدی نژاد 700 میلیارد دلار درآمد داشته اند. به خدا و انبیا قسم می دهم که یک گروه کارشناسی جمع شوند و بررسی کنند ببینند آقای هاشمی با آن مبلغ چه کرد آقای خاتمی چه دستاوردی داشت و در دوران احمدی نژاد 700 میلیارد دلار خرج چه شد و چه کردند در این مملکت؟! این پول را به باد دادند و برای آینده مملکت مشکلات فراوان درست کردند. لذا با این جریان فکری منحرف باید مقابله شود و نباید در آینده ایران اسلامی محلی از اعراب داشته باشند.
 
*من معتقدم به زودی نظام با احمدی نژاد برخورد قاطع خواهد داشت چون آبروی نظام اولویت بیشتری نسبت به اشخاص دارد. باید برای مردم و دنیا مشخص شود که آبروی و مصلحت نظام بر افراد اولویت دارند. حال می بینیم که یکی از یاران ایشان را زندان کردند و جرائمی برای وی مشخص کردند لذا به زودی نوبت به ایشان هم خواهد رسید و برخورد خواهد شد.
 
*حکومت ما یک حکومت ایدئلوژیکی است یعنی وقتی ما جمهوری اسلامی را که مطرح می کنیم معتقدیم مردم پایه این حکومتند، اما این حکومت بر اساس قوانین اسلام اداره می شود. از سوی دیگر معصومین ما اعلام کرده اند که اسلام دین"سمحه و سهله" (آسانی و تسامح) است. برمی گردیم به مسائلی که این روزها مطرح است . با مسئله حجاب در کشور باید چه برخوردی داشت؟ حداقل حجاب مورد قبول اسلام باید از سوی زنان پذیرفته شود و هیچ کس هم حق ندارد به آن حداقل پذیرفته شده اعتراض بکند. اما نه با بی حجابی بلدیم برخورد کنیم و نه آن حداقل ها را می توانیم درست رعایت کنیم. 
 
در سال های ابتدایی انقلاب در میدان ولیعصر یک خانم 70 ساله ای که تبرج هم نداشت، این خانم بنده را شناخت و صدا کرد و گفت آقای رفیق دوست این آقایان مرا به عنوان بی حجاب گرفته اند؛ به آنها بگویید که براساس اسلام حجابی برای من در چنین سن و سالی واجب نیست. مامور ما عصبی شد و من به وی گفتم این خانم درست می گوید و اگر همین روسری راهم نداشته باشد از نظر اسلام مشکلی ندارد چرا که این حجاب کامل برای ایشان الزام آور نیست. 
 
حجاب برای زنانی است که تبرج داشته باشند و جلب توجه می کنند. لذا نحوه برخورد با این مسئله فرهنگی را بلد نیستیم اما برهنگی را در جامعه اسلامی نمی پذیریم. مجریان ما درست عمل نمی کنند، نباید اجبار کرد که همه چادر داشته باشند اما باید حداقل هایی که دین ما می گوید از سوی همه رعایت شود.
 
ما نباید به حریم خصوصی و درون خانه مردم کاری داشته باشیم. ما با حریم عمومی و جامعه کار داریم، حجاب حداقلی باید در جامعه رعایت شود. ما به سبب 10 سال جنگ در ابتدای انقلاب از کار فرهنگی به کلی باز ماندیم و بعد از آن هم مشکلات فراوانی داشتیم و در این بین دیگران برای فرهنگ ما برنامه ریختند. اگر بخواهیم در مسائل اجتماعی و فرهنگی به آرامش برسیم باید جوانان ما اسلام را بشناسند و دین تساهل و تسامح را مطالعه کنند و حداقل های مطرح شده را بپذیرند. مسئولین ما هم باید همان حداقل ها را مردم توقع داشته باشند.
 
* چرا با تجربه و سابقه فراوانی که درامور مختلف انقلاب داشته اید از سیاست و مسائل کشوری به دور مانده اید و به طور رسمی وارد عرصه مدیریت کشور نمی شوید؟
 
سن و سال ما و امثال ما برای برخی کارها بالارفته و بنده در سن 77 سالگی هستم. سال 1378 وقتی خواستم از بنیاد بیرون بیایم نزد حضرت آقا رفتم و گفتم دیگر نمی خواهم در بنیاد بمانم، ایشان گفتند چرا علت چیست؟ گفتم من 10 سال است که در این قسمت کار کرده ام و هر آنچه را که می توانستم و به صلاح بوده را اجرا کردم و از این پس درجا خواهم زد. بعد فرمودند از این پس چه خواهی کرد؟ گفتم به دنبال کار کردن برای مردم هستم و بنیاد نور را که قبلا راه اندازی کرده بودم مدیریت کردم. اینکه ما برای پیشبرد امور کشور کارایی داریم باید از سوی دیگران تشخیص داده شود. چند وقت پیش نزد بنده آمدند و گفتند شما برای کشور چه کاری می توانید انجام دهید؟ گفتم همه کار.
 
اما مشکل ما اینجاست که من در سپاه پرونده ام 196 سانت بود و آن زمان آقای موسوی اردبیلی به می گفت پرونده ات از قد من بلندتر است. گفتم من آماده ام احضارم کنید. گفتند تا وقتی جنگ هست که نمی توانیم این کار را بکنیم و بعد از جنگ هم شما به ما خواهی گفت "آیا آن موقع مرده بودید که رسیدگی کنید"!
 
در بنیاد هم که بودم هشت کارتن پرونده برای من درست شده بود برای اینکه خیلی از قوانینی که در مجلس برای اجرای امور تصویب می شود، خود آن قوانین یک مانع برای پیشبرد کار تلقی می شود. چرا که در مجلس صرفا می خواهند قانون را تصویب کنند. آن زمان که قانون سپاه را می نوشتند من به کمیسیون دفاع رفتم و گفتم اگر می خواهید وزارتخانه و وزیر مشخص کنید، وزیرش من هستم پس باید حرف های من را گوش کنید. لذا بسیاری از مسائل در امور قانونی و اجرایی با مشکلات درونی مواجه است.
نام شما:
پست الکترونیکی :
نظرات :
بیشتر...