روز گذشته «سعید مرتضوی» دادستان سابق تهران پس از جنجال‌های فراوان و چند روزی بی‌خبری از محل اختفایش، بازداشت و روانه «زندان اوین» شد.   
همان جایی که او پیشتر‌ها و در ایام تصدی مسئولیت دادستانی تهران، بسیاری از فعالان مدنی، روزنامه‌نگاران و معترضان به شرایط جاری ـ. در آن زمان ـ. را راهی آن کرد. بخش کثیری از ساکنان گذشته و حال اوین به دستور و در نتیجه کیفرخواست‌های صادره از سوی او راهی این زندان شدند. او که به جرم معاونت در قتل محسن روح‌الامینی، محمد کامرانی، امیر جوادی‌فر، رامین قهرمانی و احمد نجاتی کارگر به تحمل دو سال حبس محکوم شده است، حالا باید حال و هوای زندان اوین را از سوی دیگر میله‌های آن تجربه کند.
البته مرتضوی در این تجربه تنها نیست. خیلی از روزنامه‌نگارانی که «صابون» کیفرخواست‌های مرتضوی به جامه‌شان خورده بود هم او را در این تجربه همراهی می‌کنند. نکته جالب، اما اینجاست که هنوز زندانیانی در اوین هستند که به دستور و حکم قضایی مرتضوی راهی این زندان شده‌اند. هم‌زیستی «حاکم» و «محکوم» و زندانی شدن مرتضوی از جمله طنز‌های غریب و دیدنی نظام هستی است.

 
بی‌گمان نام «سعید مرتضوی» بیش از هر گروه اجتماعی دیگر، برای روزنامه‌نگاران و اصحاب مطبوعات و رسانه آشنا است. بسیاری از خبرنگاران و روزنامه‌نگاران و ارباب جراید شب‌های فراوانی را از ترس کیفرخواست‌های مرتضوی به صبح رسانده و با بیم و امید زندگی کرده‌اند. این عده مرتضوی را در ایامی به یاد می‌آورند که «سوار بر خر مراد» می‌تاخت و به خطرناک‌ترین دشمن مطبوعات آزاد ایران تبدیل شده بود.
حالا این مرد در زندان است. قرار است دو سال در زندان بماند. گرچه دو سال حبس برای آن‌ها که هر کدام زخمی از رفتار و کنش و تصمیم‌های او خورده‌اند، بسیار کم می‌نماید، اما به همین اندازه هم باید امیدوار بود. شاید اگر غائله «کهریزک» به پا نمی‌شد و شاید اگر «محسن روح‌الامینی» در گرداب «قاضی مرتضوی» گرفتار نمی‌آمد، فعالان اجتماعی هرگز شاهد چنین روزی نبودند.
نباید فراموش کرد که در زمان ریاست جمهوری احمدی‌نژاد هرچه فریاد‌ها علیه او بلندتر می‌شد و تظلم‌خواهی‌ها فراوان‌تر، بر ارج و قرب او در نهاد قدرت افزوده می‌شد. او که زمانی فقط دادستان تهران بود، بعد‌ها ریاست سازمان تامین اجتماعی و ستاد مبارزه با قاچاق کالا و ارز را هم عهده‌دار شد تا حضورش «دهن‌کجی» به مردمی معترض باشد. احمدی‌نژاد که برخلاف بسیاری از سیاست‌پیشگان ایران رسم «رفاقت» را خوب می‌داند برای مرتضوی همه کاری کرد. تلاش‌هایی که تا زمان مسئولیت خودش نتیجه داشت و مرتضوی کمترین آسیبی ندید. اما حال اوضاع و احوال کشور به کلی دگرگون شده، دستگاه قضا تصمیم به رسیدگی گرفته، در حد صدور یک حکم محکومیت دو ساله، مصونیت از مرتضوی برداشته شده و تمام این‌ها یعنی «گهی پشت به زین و گهی زین به پشت».
تردیدی نیست که «قاضی مرتضوی» معروف هرگز تصور نمی‌کرد به دامی که خودش سال‌ها برای فعالان اجتماعی و روزنامه‌نگاران پهن می‌کرد، گرفتار آید. «زندان اوین» هر چه که باشد و تحمل دو سال حبس به هر میزان که برای مرتضوی سخت باشد، پیام‌آور نکته‌ای کلیدی، مهم و بدون تغییر است. نظام هستی هرگز اجازه نمی‌دهد هیچ اقدامی بدون پاسخ باقی بماند. بازداشت مرتضوی بیش از هر زمان دیگری نشان داد که «از مکافات عمل غافل مشو».
با تمام این اوصاف، بازداشت و اجرای حکم محکومیت مرتضوی سطح توقع نسبت به برخورد با «دانه درشت‌ها»، «ویژه‌خواران نورچشمی» و «وابستگان به نهاد قدرت» را بسیار بالاتر برده است. یقینا رانت‌خواران حاضر در صحنه نه از مرتضوی قدرتمندترند و نه وابستگی‌هایی فراتر از او دارند؛ لذا برخورد با آن‌ها به مراتب از برخورد با مرتضوی ساده‌تر خواهد بود. «مبارزه با فساد»، «رفع تبعیض»، «اصلاح ساختار»، «ایجاد اعتماد عمومی» و «خروج از بحران‌های اجتماعی» تنها از مسیر مبارزه جدی با «مظاهر» و «مصادیق» فساد سیستماتیک و سازمان‌یافته محقق خواهد شد. انتظار می‌رود بازداشت مرتضوی آغازی بر «ناامنی مفسدان» و «افزایش مخاطرات فساد» باشد.
باشد که چنین باشد.

نام شما:
پست الکترونیکی :
نظرات :
بیشتر...