اصلاحات، پس از هشت سال و با روي کار آمدن دولت اعتدال بار ديگر در فضاي سياسي و ساختارمديريتي کشور چهره خود را نشان داده است.
حمايت اکيد سيدمحمد خاتمي به عنوان شخصيت شماره يک اصلاحات از حسن روحاني و اجماع عمومي اصلاح طلبان بر انتخاب وي در انتخابات يازدهم رياست جمهوري، موجب پيروزي روحاني در انتخابات و تقويت مشي اعتدالي دولت يازدهم شد.در واقع اگرچه بسياري معتقدند که نمي‌توان پيروزي حسن روحاني در انتخابات را پيروزي قاطع اصلاح طلبان تفسير کرد اما تقريبا همه کارشناسان اين اعتقاد را دارند که نتيجه يازدهمين دوره انتخابات رياست جمهوري، شکست قاطع اصولگرايان بود.اما هم اکنون نکته قابل توجه انتخابات آتي مجلس شوراي اسلامي و نوع چينش نامزدها و ساختار احتمالي نمايندگان دهمين دوره مجلس است.نامه در اين باره نوشته است که اصلاح طلبان براي رسيدن به مجلس دهم، راه سختي پيش روي خود دارند، سختي‌هايي که به نظر مي‌رسد مانع کسب اکثريت مجلس توسط اين جريان باشد.فتح سنگر به سنگر ديگر تبديل به يک رسم سياسي در ايران شده است و هر جرياني پيروز انتخابات رياست جمهوري شد، در انديشه فتح قوه مقننه، مجلس خبرگان و شوراي شهر مي‌افتد.
خيز اصلاحات براي پيروزي در انتخابات مجلس
امروز جريان اصلاحات با توجه به اينکه خود را پيروز انتخابات رياست جمهوري يازدهم مي‌داند و اعتقاد دارد رئيس جمهور ايران منتسب به جريان اصلاحات است نه جريان اصول گرايي و با توجه به اين معنا مي‌خواهند بعد از دوري 12 ساله به کرسي‌هاي پارلمان برسند تا بتوانند دولت روحاني را در اجراي سياست‌هايش همراهي کنند.آنها بعد از انتخابات فعاليت‌هاي رسمي خود را آغاز کرده‌اند به اين اميد که بتوانند به کرسي‌ها سبز مجلس تکيه بزنند. محمدرضا عارف، معاون اول دولت اصلاحات اعتقاد دارد که:« پيروزي جريان اصلاح طلب در مجلس آينده قطعي است».اصلاح طلبان اما براي رسيدن به اين هدف بزرگ موانع جدي پيش روي خود دارند که احتمال پيروزي قاطع اين جريان را ضعيف مي‌کند. به نظر مي‌رسد اصلاح طلبان برعکس انتخابات رياست جمهوري که توانستند با يک وحدت به حسن روحاني برسند، در انتخابات مجلس با مشکلات عديده‌اي در زمينه رسيدن به وحدت روبرو هستند.
مثلث پيروزي اصلاح طلبان
تشکيل مثلث « هاشمي، خاتمي و روحاني» خواست اکثريت اصلاح طلبان است تا با پشتوانه محبوبيت و مقبوليت اين سه چهره، بتوانند سنگر بعدي بعد از قوه مجريه را فتح کنند. اما در اين ميان نامي به اسم « محمدرضا عارف» وجود دارد که دوست دارد رهبري اصلاحات در مجلس را به عهده بگيرد. عارف بعد از کناره گيري از انتخابات اين انتظار را از جريان اصلاحات دارد که مسير او براي رسيدن به مجلس را فراهم کنند. عارف کناره گيري از مجلس را ديگر بر نمي‌تابد و اين کار مي‌تواند عارف را تبديل به يک نئو اصلاح طلب در فضاي ايران کند، کسي که مي‌تواند بازي اصلاح طلبان در انتخابات را برهم بزند.در طرف ديگر، جريان تندرو اصلاحات قرار دارد که همچنان روحاني و هاشمي را اصلاح طلب نمي‌داند و اعتقاد دارد آنها وسيله‌هايي بودند براي رسيدن به هدف. حالا که به نتيجه دلخواه خود رسيده‌ايم، بايد به جريان اصلاحات بازگرديم و از نيروهاي منتسب به جريان خود استفاده کنيم. همين تشتت آرا مي‌تواند زمينه ساز مشکلات اصلاح طلبان در انتخابات مجلس شود.مسئله ديگري که مي‌تواند سد محکمي براي اصلاح طلبان در رسيدن به مجلس دهم باشد، ردصلاحيت هاي احتمالي است. اصلاح طلبان هميشه در انتخابات‌هاي مجلس به ويژه بعد از انتخابات مجلس چهارم، از شوراي نگهبان شکايت داشتند و نسبت به رد صلاحيت‌هاي نيروهاي منتسب به اين جريان اعتراض داشتند. نيروهاي شناخته شده جريان اصلاحات به واسطه حوادث سال 88 و استعفاهاي مجلس ششم، قطعا نمي‌توانند از سد شوراي نگهبان عبور کنند. اين افراد شامل، اعضاي شناخته شده مجمع روحانيون، نمايندگان اصلاح طلب مجلس ششم، بازداشت شدگان سال 88 هستند که قطعا نمي‌توانند وارد مجلس شوند و همين کار اصلاح طلبان را براي معرفي يک ليست شناخته شده در تهران و شهرستان‌ها سخت مي‌کند. قطعا اصلاح طلبان براي معرفي يک ليست واحد در تهران با حضور چهره‌هاي شناخته شده کار سختي پيش رو دارند.
دو مسير براي يک مقصد
اصلاح طلبان براي ارئه يک ليست قوي دو راه پيش روي خود دارند، اولين راه استفاده از برخي دولتي‌ها مانند معاونين رئيس جمهور و استانداران و همچنين وزراي دولت خاتمي در ليست خود هستند نيروهايي که مي‌توانند از سد شوراي نگهبان بگذرند و راه دوم جلب نظر برخي نيروهاي نزديک به اصول گرايي براي حضور در ليست اصلاح طلبان. درست همان شيوه‌اي که توانست روحاني عضو جامعه روحانيت مبارز تهران را به عنوان يک رئيس جمهور اصلاح طلب معرفي کند.قطعا ردصلاحيت ها سخت ترين مانع اصلاح طلبان براي رسيدن به مجلس شوراي اسلامي است. در اين ميان نيروهاي چپ نيم نگاهي نيز به رايزني‌هاي رئيس دولت دارند تا به پشتوانه آن بتوانند نيروهاي بيشتري را از سد شوراي نگهبان عبور دهند.سومين مشکل اصلاح طلبان براي فتح مجلس دهم، اصول گرايان هستند. اصلاح طلبان به دليل حضور رقيب قدرتمند خود در صحنه سياسي نمي‌توانند به پيروزي قطعي اميدوار باشند. اصول گرايان داراي يک سبد راي بالفعل در مجلس دارند که به واسطه آنها مي‌توانند به کرسي‌ها مجلس برسند.اصول گرايان در اين انتخابات سعي مي‌کنند که با ارائه يک ليست واحد که شامل نيروهاي معتدل اين جريان هستند، سنگر آخر خود را از دست ندهند. به خاطر همين اين گروه سعي مي‌کند تمام چهره‌هاي شناخته شده خود در ميان مردم را وارد صحنه کند در اين ميان برخي ورزشکاران و هنرمندان نيز مي‌توانند به شکست نخوردن اصول گرايان کمک کنند.اصول گرايان برخلاف اصلاح طلبان با توجه به شرايط جامعه به دنبال يک اقليت قدرتمند در مجلس هستند، اقليتي که بتواند اهداف اصول گرايان در مجلس دهم را اجرا کند.در اين ميان تفاوت سبد آرا تهران با شهرستان‌ها و تفاوت خواسته‌هاي مردم شهرهاي کوچک با شهرهاي بزرگ نيز مي‌تواند ديگر مشکل اصلاح طلبان براي رسيدن به کرسي‌هاي مجلس دهم باشد.همانطور که مشاهده مي‌شود، اصلاح طلبان براي رسيدن به مجلس دهم، راه‌ سختي را پيش رو دارند و به نظر مي‌رسد که بعد از سال‌ها که مجلس شوراي اسلامي، يک دست بوده است، ايرانيان شاهد يک مجلس دو قطبي با يک اکثريت و اقليت قدرتمند در مجلس باشند که مي‌تواند زمينه ساز فضاي جذاب در سياست ايران باشد. مجلس دهم مي‌تواند تکرار مجلس سوم و پنجم در ايران باشد.

نام شما:
پست الکترونیکی :
نظرات :
بیشتر...